درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٤ - آیا این تخالف واقعی است؟
وجود است. در هیچ جا به این دلیل، ما نیازی به موضوع نداریم؛ اگر نیاز به موضوع داشته باشیم به ملاک دیگری است.
با این توضیحات، اینکه مرحوم آخوند در اینجا اصرار دارد «ماده با صورةٌ مّا» را موضوع باقی بداند، قطعاً روی همان نظری است که عرض کردم؛ یعنی این نظر که حرکت از آن جهت نیازمند به موضوع است که ماده قابل میخواهد.
بنابراین سخن مرحوم آخوند کاملًا قابل توجیه است، به این بیان که هر مرتبهای از مراتب حرکت قابل است برای مرتبه دیگر. حرکت ترکیبی است از فعلیت و قوه، از قابلیت و مقبولیت. در باب حرکت در اعراض، قابل، جسم بود و مقبولْ عرض، ولی در باب حرکت در جوهر، هر مرتبهای قابل است برای مرتبه بعد و هر مرتبهای مقبول است برای مرتبه قبل، و در هر مرتبهای ماده داریم با صورةٌ ما. چون مراتب از یکدیگر منفصل نیستند، تمام یک حرکت، سراسر قابلیت است و سراسر مقبولیت؛ تمام مراتب حرکت سراسر موضوع است و سراسر مافیه الحرکه. پس موضوع و ما فیه الحرکه یکی است و در عین حال ما واقعاً در اینجا موضوع داریم. پس چنین نیست که در باب حرکت در جوهر قابل نداریم.
مرحوم آخوند در اینجا اصرار دارد که در مورد حرکت توسطی چنین فرض کند که یک امر باقی از ابتدا تا انتهای حرکت وجود دارد. اما ایشان در فصل سی و سوم که تحت عنوان «فی ربط الحادث بالقدیم» میآید، نظر دقیقتر خود را بیان کرده است و در آنجا حرکت توسطی را انکار میکند. ایشان در آنجا میگوید اینکهمیخواهید هرجا که حرکت قطعی هست، حرکت توسطی درست کنید صحیح نیست. آن حرکت توسطی شما عبارت است از کلیای که آن کلی در ضمن همه مراتب استمرار دارد در حالی که این یک امر انتزاعی است. حرف آخر مرحوم آخوند در باب حرکت توسطی همین است.
ولی ایشان در اینجا هنوز درگیر حرکت توسطی است. در اینجا مرحوم آخوند میخواهد بگوید که در حرکت جوهری تمام مراتب، هم موضوعند و هم ما فیه الحرکه، و موضوع و ما فیه الحرکه در اینجا یکی است. عقل با اعتبار خودش مرتبه قبلی را قابل و مرتبه بعدی را مقبول میداند؛ مرتبه قبلی موضوع است و مرتبه بعدی مافیه الحرکه. به تعبیر دیگری که خود ایشان میگوید فعل و قبول در اینجا یکی است. اما در باب حرکت در عرض، اختلاف قابل و مقبول واقعی است یعنی واقعاً قابل غیر از مقبول است.
بنابراین، سخن مرحوم آخوند در باب اینکه حرکت جوهری هم موضوع میخواهد درست است. اگر میگوید موضوع «ماده با صورةٌ مّا» است به اعتبار آن حرفی است که در