درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٧ - جلسه سی و پنجم
جلسه سی و پنجم
بسم اللَّه الرحمن الرحیم. «موضوع کل حرکة و إن وجب أن یکون باقیاً بوجوده و تشخصه الا أنّه ...» [١] ..
بحث درباره اشکالاتی بود که شیخ و دیگران بر حرکت در جوهر وارد کردهاند. یکی از اشکالات، اشکال بقای موضوع بود به این بیان که هر حرکتی نیازمند به یک موضوع واحدِ باقی است. اگر حرکت در اعراض واقع شود موضوع واحد مشخص باقی داریم که جوهر است ولی اگر حرکت در خود جوهر واقع شود موضوعی برای حرکت باقی نیست.
چون در حرکت جوهری حرکت در صور جوهری واقع میشود وقتی میگوییم مافیه الحرکه جوهر است، مقصود صورت جوهری است. گفتیم مرحوم آخوند در اینجا بنای سخنشان بر این است که قبول داریم که هر حرکتی نیازمند به یک موضوع باقی است ولی برخلاف آنچه شما فکر میکنید که در اینجا موضوع باقی نداریم در اینجا هم موضوع باقی وجود دارد و آن ماده است.
اما ماده به اصطلاح فلسفه که قوه محض است از خود هیچ حکم مستقلی ندارد و در احکام خود تابع صورت است. اگر صورت، واحد باشد ماده هم واحد است و اگر کثیر باشد
[١]. اسفار، ج ٣، مرحله ٧، فصل ٢٤، ص ٨٧.