درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٥ - بررسی نظر علامه طباطبایی
حدوث است و «کل حادث مسبوق بقوة و مادة تحملها». هر حادثی نیازمند به استعداد قبلی و نیز مادهای است که حامل آن استعداد باشد. پس نیاز به موضوع نه از این جهت است که حرکت در عرض صورت میگیرد و عرض نیازمند به موضوع است بلکه از این جهت است که حرکت امری حادث و بلکه عین حدوث است و هر حادثی نیازمند به ماده قبلی و محلی است که در آن حادث شود. این موضوع غیر از موضوعی است که در باب عرض مطرح است. موضوع در باب جوهر و عرض به معنای «محل مستغنی» است ولی موضوعی که در اینجا میگوییم به معنای «قابل» است و قابل امری است که مرکب از ما بالقوه و ما بالفعل است.
بنابراین حرکت در جوهر هم نیازمند به موضوع است چون فرض این است که حرکت، حادث و بلکه عین حدوث است. به اعتبار مقوله یعنی جوهر میگوییم حادث و به اعتبار خود حرکت میگوییم عین حدوث. از آن جهت که این جوهر دائماً در حال حدوث است و هر حدوثی باید در مادهای صورت بگیرد حرکت نیازمند به موضوع یعنی نیازمند به ماده و قابل است.
بدین ترتیب بیان مرحوم آخوند در اینجا سر و صورتی پیدا میکند که چرا ایشان تلاش میکند که اثبات کند که ما در حرکت در جوهر هم، موضوعی داریم و موضوع عبارت است از «هیولی مع صورةٍ مّا»؛ ایشان در اینجا میخواهد ماده را درست کند. پس موضوع در باب حرکت یعنی «ماده قابل» که غیر از موضوع در باب عرض است.
حال باید ببینیم که این بیان مرحوم آخوند که میگوید موضوع در حرکت جوهری «هیولی مع صورةٍ مّا» است با بیان دیگر ایشان که میگوید در حرکت جوهری فاعل و قابل یکی هستند تخالف دارد یا نه. اگر تخالفی بین ایندو نبینیم، تخالف میان ایندو و میان دو بیان دیگر که میگوید موضوع ماهیت است و یا امر مفارق حافظ وحدت است به سهولت رفع میشود.