درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٧ - توضیح اشکال
مشخِّصات فردی است. پس در اینجا حرکتی عرضی- مثلًا «استحاله» که حرکت در کیف است- صورت گرفته است نه حرکت در جوهر.
اما اگر بگویید در وسط اشتداد، نوع اولیه دیگر باقی نیست معنایش این است که نوع جوهری اولیه باطل شده و نوع جوهری دیگری پدید آمده است. در این صورت باز این حرکت، حرکت جوهری نیست بلکه بطلان یک جوهر و حدوث یک جوهر دیگر است و چون حرکت بهطور غیرمتناهی قابل انقسام است، باید بگوییم در یک زمان محدود جوهرهای غیرمتناهی حادث میشود که محال است.
توضیح اشکال
در اینجا دو اشکال است نه یک اشکال. شیخ در اینجا مطلب را در قالب یک اشکال بیان کرده است ولی در چند صفحه بعد، همین استدلال شیخ با بیان جامعتری نقل میشود و شیخ در بعضی کلماتش آن را به صورت دو اشکال طرح کرده است.
اشکال اول این است که در حال اشتداد، جوهرهای غیرمتناهی بالفعل در زمان محدود حادث میشود و به تعبیر دیگر لازم میآید غیرمتناهی محصور بین حاصرین واقع شود و این امری است محال. اشکال دوم این است که این اساساً حرکت در جوهر نیست. اگر جوهری حادث و سپس معدوم شود و باز جوهری حادث و سپس معدوم شود و همینطور، معنایش حرکت در جوهر و بلکه اساساً حرکت نیست ولو اینکه نامتناهی هم نباشد بلکه حدوثهای متوالی جوهرهاست زیرا برای تحقق حرکت، وحدت، اتصال و استمرار لازم است.
بعد شیخ به خودش اشکال کرده و دفع دخل کرده است. اشکال این است که چه فرقی است میان حرکت در جوهر و سایر حرکات اشتدادی که این اشکال در مورد سایر حرکات اشتدادی مثل حرکت اشتدادی در کیف نمیآید؟ چرا نمیگویید اگر جسمی در کیف حرکت کند لازم میآید کیفهای غیرمتناهی محصور بین حاصرین شود و نیز لازم میآید به جای حرکت در کیف حدوثهای متوالی و متعاقب انواع کیف داشته باشیم که در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند؟.
شیخ پاسخ میدهد که فرق در این جهت است که در حرکات اشتدادی غیرجوهری مثل حرکت در کیف، موضوعی وجود دارد و آن جوهر است و بنابراین لازم نمیآید که این انواع، بالفعل باشند تا این اشکالات لازم بیاید. این دو اشکال در حرکت در جوهر (یعنی محصور شدن غیرمتناهی بین حاصرین و تتالی انواع، که چنانکه گفتیم در اینجا شیخ به