درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٧ - مقایسه ای با نظر قدما
گفتیم در مقام تشبیه مثل این است که بگوییم ملاک وحدت دانههای تسبیح بند تسبیح است.
اما نظر مرحوم آخوند این شد که درست است که موضوعِ واحد داریم و درست است که حرکت واحد است، ولی لازمه وحدت، اتصال و استمرار حرکت این است که خود مقوله هم عیناً در مرتبه ذات خودش وحدت، اتصال و استمرار داشته باشد نه اینکه وحدت موضوع برای وحدت مقوله کافی باشد چنانکه قدما میگفتند.
با این توضیح بحثی که در جلسه پیش گذشت بهتر روشن میشود. اینکه مرحوم آخوند به رأس مخروط مثال زد، میخواست بگوید که ما دو چیز داریم، یک امر واحد مستمر داریم و یک امر متصل متجدد. یک حرکت قطعی داریم که متصل و متجدد است و یک امر بسیط آنی الحدوث و مستمرالبقاء داریم. چون حرکت وجوداً عین «ما فیه الحرکه» است پس «ما فیه الحرکه» هم که سواد باشد یک وجود اصل دارد که همان کلی طبیعی منطبق با مراتب است. «سواد اصلِ مستمر» یعنی آن کلی طبیعی سواد که بر همه مراتب سواد منطبق است، نظیر کلی طبیعی حرکت که بر همه مراتب حرکت منطبق است. در عین حال یک فرد سواد هم داریم که کل این سواد است که منطبق بر اول تا آخر زمان حرکت است. پس همانطور که حرکت دو اعتبار وجود دارد میتوان گفت سواد هم به دو اعتبار موجود است: «اعتبار وجود بسیط آنی الحدوث مستمرالبقاء» که وجودش منطبق بر حرکت توسطی است و «اعتبار وجود متصلِ متجددِ ممتد به امتداد مسافت و امتداد زمان» که وجودش منطبق بر حرکت قطعی است.
اگر ما نظر آینده مرحوم آخوند را که به عقیده ما صحیحتر است قبول کرده بگوییم وجود حرکت توسطی وجود مجازی است و یک وجود واقعی نیست، قهراً در باب مقوله هم باید «سواد اصل مستمر» را انکار کنیم. نتیجه چه میشود؟ نتیجه همان است که قبلًا عرض کردیم. عالم به جوهر و اعراضش حرکت قطعی دارد که همان اعتبار صحیح حرکت است که معنایش این است که دائماً با یک وجود متصل و ممتد به امتداد زمان در حال به وجود آمدن و فانی شدن است و چون وجود اشیاء عین وجود حرکت است هیچ مرتبه از مراتب وجود اشیاء باقی نیست و همیشه بین گذشته و آینده است. عالم از جنبه طبیعیاش همیشه بین حاشیهای است از گذشته و حاشیهای از آینده و درست در میان دو عدم قرار گرفته است؛ «قم فاغتنم الفرصة بین العدمین». لازمه وجود متصل ممتد که دائماً در حال به وجود آمدن است این است که هیچ چیزی در دو آن باقی نیست. اینکه ما عالم