درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩ - نظر مرحوم آخوند درباره وحدت مقوله در حرکت اشتدادی
اینجا موضوعی داریم که به یک اعتبار حافظ وحدت است و به این موضوع نیاز داریم. همچنین قبول دارد که در حالی که اشتداد پیدا میشود انواع عوض میشوند، ولی میگوید در عین حال ما نمیتوانیم منکر این بشویم که یک سواد مستمری هم در اینجا وجود دارد.
اما این سواد مستمر چگونه است؟ ایشان بحث حرکت توسطی و حرکت قطعی را پیش میکشد. (این سه چهار صفحه اسفار که مقدمه بحث حرکت جوهری است خیلی دقیق است.) ایشان اول با یک تمثیل مطلب را روشن میکند. میگوید شما رأس یک مداد را در نظر بگیرید. در مقام تمثیل، نوک مداد را که نقطه واقعی نیست نقطه فرض میکنیم. وقتی رأس یک مداد یا مخروط را که نقطه است از روی صفحهای عبور میدهیم، معنایش این است که نقطهای این نقاط را طی میکند. این طور نیست که این نقطه در دو آن با یک نقطه تماس دارد، بلکه این نقطه استمراراً از این نقاط عبور میکند. پس مثل این است که این نقطه (رأس مخروط) از خودش تعینی دارد و آناً فآناً با این نقاطی که روی این سطح قرار دارد متحد میشود [١].
حال ایشان میگوید در باب حرکت هم مطلب از همین قرار است. نمیشود گفت که فقط موضوع است که استمرار دارد و ما سواد مستمر نداریم، بلکه در اینجا یک سواد مستمر مانند یک نقطه مستمر داریم، به این معنا که میان این مراتب سوادات- که یک نوع سواد و باز نوع دیگر و نوع دیگر وجود پیدا میکند- وحدتی هست. این طور نیست که اینها از یکدیگر منفصل باشند، سوادی موجود شود و معدوم شود و بعد سواد دیگری و سواد دیگری؛ نه، ضمن اینکه ما اینجا مراتب سوادات داریم که همه، مراتب شیء واحد هستند، به یک اعتبار یک سواد باقی هم در اینجا داریم، عین مسئله حرکت توسطی و حرکت قطعی.
مرحوم آخوند که میگوید هم حرکت توسطی وجود دارد و هم حرکت قطعی، حرفش این است که اگر جسمی حرکت میکند و از یک نقطه به نقطه دیگری میرود، به یک اعتبار این حرکت یک حقیقت ممتد است که هر جزئش بر جزئی از مسافت و نیز بر جزئی از زمان منطبق است و هیچ جزئی در مرتبه جزء دیگر وجود ندارد. ولی همین جا به یک اعتبار میشود گفت که یک شیء مستمری هست که از اول زمان حرکت تا آخر آن وجود
[١]. [در مورد این تمثیل در جلسه بعد توضیحات بیشتری ارائه شده است.]