درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٤ - حرکت و تکامل
حرکت و تکامل
ما قبل از اینکه سخن مرحوم آخوند در ردّ استدلال بالا را ذکر کنیم مطلبی درباره بحث گذشته در باب اشتداد عرض میکنیم که هم مکمل بحث گذشته خواهد بود و هم مکمل بحث این جلسه. میخواهیم ببینیم آیا واقعاً این مسئله که هر حرکتی ملازم با اشتداد است درست است یا درست نیست و اگر درست است به چه معنا درست است؟ البته این مطلب به آن معنا که آقای طباطبایی بیان کرده بودند درست است.
توضیح اینکه حرکت یعنی خروج از قوه به فعل. این اصل را بعداً بیشتر تشریح خواهیم کرد که قوه و فعلیت یک شیء از یکدیگر منفصل نیستند بلکه مراتب وجود یک شیءاند. اینطور نیست که قوه چیزی است و فعلیت چیز دیگری است که روی قوه میآید. قوه مرتبهای از مراتب شیء است و فعلیت مرتبهای دیگر. هر قوهای در عین اینکه قوه است مرتبهای از فعلیت است و هر فعلیتی در عین اینکه فعلیت است مقرون به قوه است. هر قوه قبلی خودش فعلیتی است نسبت به فعلیت بعدی و در واقع یک فعلیت ضعیف در برابر یک فعلیت قوی است. پس حرکت که خروج از قوه به فعلیت است قهراً خروج از نقص به کمال و خروج از ضعف به شدت است. پس به این معنا هر حرکتی ملازم با تکامل است.
اصطلاح تکامل در عصر امروز به معنی دیگری به کار برده میشود و آن این است که وقتی فعلیتها با یکدیگر مقایسه میشود اگر فعلیت بعدی نسبت به فعلیت قبلی نوعی افزایش داشته باشد آن را «تکامل» میگویند نه اینکه نسبت میان قوه و فعلیت را در نظر بگیرند. مثلًا میگوییم جنین در رحم متکامل است. جنین در مراحل ابتدایی به صورت یک سلول واحد است و بعد به تعداد سلولها اضافه میشود و کم کم این سلولها به اعضا تبدیل میشوند تا آنجا که جنین این قابلیت را پیدا میکند که دارای نفس ناطقه یا نفس بالقوه ناطقه شود. در اینجا معنی تکامل این است که جنین در هر زمان بعدی آنچه بالفعل در زمان قبل داشته است [در ضمن یک فعلیت جدید] دارد. همچنین معنای تکامل در «حرکت در کیف» این است کهیک شیء که در ابتدا مثلًا دارای رنگ قرمزی بود در زمان بعد آن درجه قبل را با یک امر اضافهای دارد.
حال سؤال این است که آیا ما باید قائل شویم که هر حرکتی ملازم با تکامل است؟ آیا لازمه هر حرکتی این است که همیشه فعلیتهای مرتبه بعد، از فعلیتهای مرتبه قبل اشد باشد؟ نه، اگر هم چنین چیزی باشد نمیشود آن را با آن برهان [که اشتداد به معنای اول