درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧ - آیا هر حرکتی لزوماً اشتدادی است؟
قدما همچنین در باب رنگها- که آن را کیفیت میدانند- معتقدند که جسم همیشه از رنگ خفیفتر به رنگ شدیدتر میرود. حال، اینکه ملاک شدت و ضعف در باب الوان (رنگها) چیست، در باب جواهر و اعراض بیان کردهاند. حکما معتقدند که حرکت الوان هرگز از اشد به سوی اضعف نیست. قرمزی از زردی اشد است و خود قرمزی مراتبی دارد و طبیعت همیشه از قرمزی به قرمزی شدیدتر میرود نه برعکس. البته ممکن است شما بخواهید این مطلب را با ذکر مواردی نقض کنید که بعد در این باره توضیح خواهم داد.
بعد ایشان میگوید در مورد مقوله کم مطلب واضح است. اینکه شیء رشد و نمو میکند خودش قبول اشدیت است ولی در مقوله أین و نیز در مقوله وضع، مطلب ظاهر نیست. پس آیا حرکت در طبیعت و ذات خودش بر دو قسم است: حرکت اشتدادی و حرکت غیر اشتدادی و به عبارت دیگر حرکت تکاملی و حرکت غیرتکاملی، یا هر حرکتی مساوی است با اشتداد و تکامل؟ اگر هر حرکتی مساوی است با اشتداد و تکامل پس آیا حرکت أینی یا وضعی هم اشتدادی و تکاملی است؟ اما وقتی یک جسم از یک نقطه به نقطه دیگر میرود اشتداد پیدا نمیکند.
پس مطلب از چه قرار است؟.
اینجا مرحوم آخوند همین قدر میگوید که حق این است که مقوله أین و وضع هم قبول اشتداد میکنند ولی بعد اضافه میکند:«فإنّ کلًاّ منهما یقبل التزید و التنقص» یعنی هر کدام از حرکات أینی و وضعی قبول تزید و تنقص میکنند. پس نتیجه این میشود که بعضی حرکات، اشتدادی است و بعضی حرکات اشتدادی نیست. درباره این تزید و تنقص نه خود مرحوم آخوند و نه محشین هیچ توضیحی نمیدهند ولیظاهراً مقصود این است که شیء در حرکت أینی یا وضعی قبول سرعت و بطؤ میکند. اگر مقصود این باشد مسئله سرعت و بطؤ حرکت، ربطی به اشتداد مقوله ندارد و بحث ما درباره اشتداد مقوله است. با این فرض، بیان مرحوم آخوند کافی نیست و به نظر ما قابل توجیه هم نیست.
اصل مطلب همچنان باقی میماند که آیا حرکت مساوی با اشتداد و تکامل است؟ در اینجا حاشیهای است که امضای حاجی دارد ولی از سبک قلم چنین به نظر میرسد که این حاشیه از آقای طباطبایی است و احتمالًا اشتباه چاپی صورت گرفته است. ایشان میفرمایند اصلًا حرکت مساوی است با اشتداد و ما حرکت غیر اشتدادی نداریم. ایشان بر این مطلب چنین برهان اقامه میکنند که اصل حرکت یعنی خروج شیء از قوه به فعلیت، خروج شیء از نقص به کمال. اصلًا حرکت معنایی جز خروج از قوه به فعل ندارد. چون نسبت فعلیت به قوه نسبت کمال به نقص و نسبت شدت به ضعف است پس هر حرکتی