درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤ - نظریه خاص علامه طباطبایی
یفعل جایز باشد، حرکت از تسخین به تبرید هم باید جایز باشد و اگر حرکت از تسخین به تبرید جایز باشد لازم میآید که شیء در حالی که آناً فآناً دارد گرم میشود آناً فآناً سرد شود، که میشود اجتماع ضدین. پس حاجی کلام مرحوم آخوند را مبتنی بر این مقدمه مطویه کرده است و خیال هم نمیکنم که غیر از این، توجیه دیگری داشته باشد. عمده دلیل بر بطلان حرکت در حرکت همان بیان اول است. از این هم میگذریم.
نظریه خاص علامه طباطبایی
عرض کردیم که آقای طباطبایی بیانی دارند که فی حد ذاته بیانی بسیار عالی است، منتها در اینجا دو مطلب است. یکی اینکه اصل مطلبی که ایشان در اینجا میگویند چیست و دیگر اینکه آیا این مطلب واقعاً داخل در باب حرکت در حرکت است یا نه؟ ایشان آن را داخل در «حرکت در حرکت» دانستهاند ولی این جهت را توضیح ندادهاند که چگونه داخل در آن است.
بیان ایشان مبتنی است بر آنچه خود مرحوم آخوند در باب حرکت جوهری بیان کردهاند. یکی از براهین مرحوم آخوند در اثبات حرکت جوهری مسئله تبعیت اعراض از موضوعات است. رابطه عرض و موضوع چگونه است؟ آیا عرض چیزی است که روی موضوع سوار شده و یک علاقه اضافی و یا یک اضافه اعتباری میان آنهاست مثل راکب و مرکوب؟ اینطور نیست، بلکه نحوه وجود عرض نحوه وجود تعلقی به موضوع است و در واقع همانطور که مرحوم آخوند و دیگران این مطلب را ثابت کردهاند عرض از مراتب وجود جوهر است، که در مورد این مطلب در آینده بحث میکنیم مرحوم آخوند میگوید محال است که حرکت در عرض صورت بگیرد و در جوهر صورت نگیرد. پس در همین حرکات ظاهری اعراض، نمیشود که تنها این اعراض بر روی جوهرها بلغزند ولی خود جوهر ثابت باشد؛ رابطه عرض و جوهر، قویتر از این است. پس ایشان میگوید به حکم اینکه در این چهار عرض (کم، کیف، أین و وضع) حرکت هست و عرض تابع جوهر و از شئون جوهر است، تا جوهر متحرک نباشد عرض متحرک نیست. این حرفی است که مرحوم آخوند در آنجا میگوید.
آقای طباطبایی میفرمایند ما از اینجا میتوانیم یک برهان دیگر اقامه کنیم.
وقتی که ثابت کردیم جوهر متحرک است، یک امر دیگری بر ما ثابت میشود و آن این است که همه اعراض متحرک هستند، چرا؟ چون گفتیم عرض از توابع جوهر است و بنابراین