درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣١ - دلیل امتناع حرکت در حرکت
واقعی نباشند هیچ یک از آن دو ایراد وارد نیست.
دلیل امتناع حرکت در حرکت
حال باز میگردیم به سخن مرحوم آخوند که گفتند چون مقوله أن یفعل و مقوله أن ینفعل عین حرکت است معنای حرکت در این دو مقوله «حرکت در حرکت» است و بنابراین حرکت در این دو مقوله محال است [١]. ممکن است کسی بگوید چه مانعی دارد حرکت در حرکت هم داشته باشیم؟ حرکت در أین جایز است، در جوهر، کیف، کم و وضع جایز است، چرا در خود حرکت جایز نباشد؟ اینجاست که ایشان بیانی کردهاند که همه آن از خود ایشان نیست؛ یا از شیخ است و یا از بهمنیار در التحصیل [٢]. البته یک نوع بینظمی در بیان مرحوم آخوند در اینجا هست و به همین دلیل محشین، مطلب را بهطور مختلف تقریر کردهاند. از کلام مرحوم آخوند مجموعاً سه نکته بیرون میآید که محشین در اینکه آیا میشود این سه نکته را به یک مطلب تحلیل کرد و یا سه مطلب جداگانه در اینجا هست اختلاف نظر دارند.
مطلب اول این است که حرکت در حرکت، از آن جهت جایز نیست که معنی حرکت در یک شیء- که آن چیزی را که حرکت در آن واقع میشود «مسافت» مینامیم- این است که شیء در هر آنی فردی از مسافت را دارد و آناً فآناً افراد مسافت تغییر میکند. مثلًا وقتی جسمی حرکت مکانی دارد، در هیچ جزء از اجزاء مکان در دو آن نبوده و در هر آن فقط یک فرد از افراد مسافت را دارد. مکرر گفتهایمکه این افراد، بالقوه هستند نه بالفعل. اینطور نیست که شیء در یک آن در این مکان ساکن میشود و در آنِ دیگر در مکان دیگر، به نحوی که مکانهای جدای از یکدیگر پهلوی یکدیگر باشند، بلکه این به یک معنی یک مکان مستمر است، و در هر آن یک فرد از مکان برای این شیء قابل انتزاع
[١]. چنانکه قبلًا عرض کردم معنای اینکه در مقوله أن یفعل و أن ینفعل حرکت نیست و یا در مقوله اضافه و نیز متی حرکت نیست این نیست که در عالم طبیعت در پنج مقوله جوهر، أین، وضع، کم و کیف حرکت واقع میشود ولی دیگر مقولات ثابت هستند، بلکه از باب این است که آنها یا خودشان عین ذات حرکت هستند و یا وجودشان وجود انتزاعی است. پس نتیجه این نیست که ما شیء ثابتی در عالم داریم.[٢]. این بار در تهران توفیق مطالعه از روی نسخه خودم را پیدا نکردم و اکنون یادم نیست که در حاشیه نسخه خودم چه نوشتهام ولی اینقدر میدانم که این بیان در التحصیل بهمنیار آمده است و گمان میکنم اصل بیان از خود او باشد.