انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٤٢ - اعتلاى انسان به فهم خطاب محمدى ( ص )
اينكه نطفه آدمى در آخرين مرحله تنزل وجودى قرار گرفته است , همين نطفه در اولين مرحله قوس صعودى است كه حد مشترك دو قوس نزول و صعود است , و پس از نزول به آخرين مرحله , ارتقاى به عالم بالا مى يابد :
جهان انسان شد و انسان جهانى *** ازين پاكيزه تر نبود بيانى
اميرالمؤمنين فرمود : لقد دورتم دورات ثم كورتم كورات . و نيز فرمود : ان لله فى كل يوم ثلاثه عساكر : عسكر نيز لون من الاصلاب الى الارحام و عسكر يخرجون من الارحام الى الدنيا و عسكر يرتحلون من الدنيا الى الاخره . نه تنها اين نزول و صعود در شان نطفه است و در دو قوس نزول و صعود دور مى زند , بلكه وجود در ترقيات و تنزلات دورى است . به اين معنى كه ترقيات و تنزلات وجود دورى است : يدبر الامر من السماء الى الارض ثم يعرج اليه [١] عقل است كه به طبع تنزل پيدا مى كند , و دوباره , طبع است كه به سوى عقل ترقى مى كند , بدون اينكه تجافى در كار باشد . تخم درختى را در نظر بگيريد , مى بينيد كه در ادوار مختلفه تخم درخت مى شود و به بار مى نشيند و ميوه مى دهد و براى بقاى نوعش نطفه را , كه همان تخم اوست , تهيه مى كند و باز آن تخم درخت مى شود و هكذا .
ز هر يك نقطه زين دور مسلسل *** هزاران شكل مى گيرد مشكل
ز هر يك نقطه دورى گشت دائر *** همو مركز همو در دور سائر
مثال ديگر : استاد را در نظر بگيريد , معنى از قوه عاقله او تنزل مى يابد تا به عالم صوت و لفظ مى رسد , و اين صوت و لفظ به شاگرد مى رسد و از وى بالا مى رود تا به مرحله عقل او مى رسد و عقل او ميگردد . بنگر چگونه به حركت دو قوس نزولى و صعودى , از آسمان عقل استاد به ارض صوت و لفظ و دوباره از اين ارض به آسمان عقل شاگرد عروج مى كند . يدبر الامر من السماء الى الارض ثم يعرج اليه .
عارف رومى در دفتر اول مثنوى گويد :
[١]سجده ٣٢ : ٦ .