انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٥ - مقام معلم
و القلب قلب حيوان , لا يعرف باب الهدى فيتبعه و لاباب العمى فيصد عنه فذلك ميت الاحياء . به قول عارف جامى .
حد انسان به مذهب عامه *** حيوانيست مستوى القامه
پهن ناخن برهنه تن از مو *** به دو پا ره سپر به خانه و كو
هر كه را بنگرند كاين سانست *** مى برندش گمان كه انسانست
چيست انسان , برزخى جامع *** صورت خلق و حق در او واقع
قرآن مجيد مى فرمايد ما نظام عالم و كلمات دار هستى را به ميزان و قدر آفريديم . انا كل شى ء خلقناه بقدر [١] هيچ اعوجاجى و انحرافى در آن راه ندارد , و زيباتر از اين تصور شدنى نيست . آن قلمى كه عالم را بدين زيبايى نگاشت , همان قلم آدم را به نيكوترين صورت در آورده است , و همان قلم نگارنده قرآن است , عالم و آدم و قرآن از يك نگارنده و يك قلم اند . نه شيرين تر از عالم و رصينتر و موزونتر از آن تصور شدنى است , و نه زيباتر از آدم مى توانيد موجودى پيدا كنيد , و نه محكمتر و حكيمتر از قرآن كتابى . اين همه صنايع يك صنع اند و نگاشته يك قلم , و همه كلمات وجودى يك مؤلف اند .
چو قاف قدرتش دم بر قلم زد *** هزاران نقش بر لوح عدم زد
اين دو كتاب تدوينى و تكوينى , هر دو , مطابق هم اند , و انسان كامل هم با هر يك از آنها مطابق است , آنچنانكه عالم را و يا انسان كامل را در يك كفه ترازو و قرآن را در كفه ديگر ترازو قرار دهيم مى بينيم كه سرموئى كم و زياد ندارند : انسان كامل عالم است , انسان كامل قرآن است .
جهان انسان شد و انسان جهانى *** از اين پاكيزه تر نبود بيانى
[١]قمر ٥٤ : ٤٩ .