انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٤٩ - اعتلاى انسان به فهم خطاب محمدى ( ص )
عرض اعراب و جوهر چون حروفست *** مراتب همچو آيات وقوفست
از و هر عالمى چون سوره خاص *** يكى زان فاتحه وان ديگر اخلاص
نخستين آيتش عقل كل آمد *** كه در وى همچو باء بسمل آمد
دوم نفس كل آمد آيت نور *** كه چون مصباح شد در غايت نور
سوم آيت در او شد عرش رحمن *** چهارم آيه الكرسى همى خوان
پس از وى جرمهاى آسمانيست *** كه در وى سوره سبع المثانيست
نظر كن باز در جرم عناصر *** كه هر يك آيتى هستند باهر
پس از ايشان بود جرم سه مولود *** كه نتوان كردن اين آيات معدود
به آخر گشت نازل نفس انسان *** كه بر ناس آمد آخر ختم قرآن
و از آن جمله اينكه كلمه كتاب دلالت بر وجود جمعى كلمات نوريه الهيه دارد , كه كتاب را از اين جهت كتاب گويند كه حروف كلماتش ضم با يكديگر و مجتمع در يك وعاءاند , چنانكه كتيبه الجيش آن طايفه لشكر گرد آمده هستند .
و از آن جمله اينكه كتاب الله , چون حكمت و عقل بسيط و علم اجمالى است , به اين لحاظ قرآن است كه وجود جمعى دارد و مبدا فياض علوم تفصيلى است , چنانكه يكى از اطلاقات عقل بسيط علم بسيط , يعنى ملكه بسيط , در انسان است , كه مبدا فياض علوم تفصيلى است . و به همين مناسبت , الر كتاب احكمت آياته به همان معنى عقل بسيط مصطلح حكما در بارى تعالى گرفته شده است . و فرقان علم تفصيلى حاصل و مستفيض از آن عقل بسيط است , كه در فصل ششم مقاله پنجم نفس شفا [١] و در مرحله دهم اتحاد عاقل و معقول اسفار [٢] بتفصيل بحث شده است و در اين رساله نيز بحث مى شود . و علم تفصيلى از اين جهت نفسانى است كه در صقع نفس از صورت و مقام اجمالى , كه عقل بسيط و ملكه بسيط است , فايض شده است . و بدون تجافى به مقام انكشاف قلبى رسيده است . و ما در هر حقيقتى و
[١]شفا طبع ١ , جلد ١ صفحه ٣٥٨ الى ٣٦١ .
[٢]اسفار طبع ١ , جلد ١ صفحه ٢٩٣ .