انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٦٧ - بحثى اجمالى در حروف مقطعه
امكان اول امكان استعدادى نيز هست , و چون وجود اصل است تعين و ماهيت عارضى و
آن هم در حقيقت , تعينات امور اعتبارى بيش نيستند كه[
وجود اندر كمال خويش ساريست { تعينها امور اعتباريست
] , پس آنچه در خارج متحقق است همان وجودات متعينه و متشخصه اند . لذا تعين
را كه نقطه بائيه تميزيه اعنى نقطه امكانيه حدوثيه است و متفرع بر ذات اصيل
وجود است , و بعد از اوست تعبير به تحت فرمود كه
انا النقطه تحت الباء
. پس , نقطه يعنى موجود متعين تالى الف , كه همان عقل اول و صورت انسان كامل
است . و هر كه بدين نقطه وجوديه اطلاع يافت , به جميع حقايق و اسرار و به همه
كتب سماوى دست يافت , چنانكه نبى ( ص ) بدان اطلاع يافت و در شب معراج
فرمود :
علمت علوم الاولين و الاخرين ,
و نيز فرمود :
اوتيت جوامع الكلم
و وصى بدان اطلاع يافت و فرمود :
انا النقطه تحت الباء
. و قال :
سلونى عما تحت العرش
. لذا از اين نقطه به نبى و ولى نيز تعبير مى كنند .
به عنوان تمثيل و تنظير تذكر داده مى شود كه همانطور موجودات نشاه اولى اصنام
و اظلال نشاه آخرند , كه اين دو نشاه در طول هم اند صورتى در زير دارد آنچه در
بالاستى صورت زيرين اگر با نردبان معرفت بر رود بالا , همان با اصل خود