انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٩٠ - رؤيت و تمثل
قبر او يعنى قبر مربوط به شخص او كه متمثل در صقع نفس اوست كه در وعاء ادراك اوست , كه اگر چنانچه زنده اى را با او در اين قبرش بگذارند , اين زنده هيچيك از آن احوال را نه مى بيند و نه مى شنود , زيرا اين قبر ظرف عذاب يا ثواب مرده نيست بلكه ظرف ثواب و عقاب را در قبر خودش مى بيند , و يا اگر مؤمن و كافرى هر دو را در يك قبر بگذارند : براى آن , قبرش روضه من رياض الجنه است , و براى اين , قبرش حفره من حفر النار است , چون قبر هر يك جداست , اگر چه هر دو در يك قبرند .
نكته : بدل شدن صورت باطن انسان به صورت حيوانات را , كه براهين عقلى و نقلى بر آن قائم است , در اصطلاح اهل معرفت , تناسخ ملكوتى گويند . اين معنى حقيقتى است كه به نام تناسخ است و اصلا تناسخ نيست , يعنى با تناسخ باطل , كه تعلق روح به بدن ديگر است , فقط اشتراك در لفظ دارد , اشتباه نشود .
نكته : نفس ناطقه مجرد است , چنانكه به براهين قاطعه مبرهن است , و نفس من حيث هى مدرك كليات است , و مشاهدات را , چه از خارج و چه از داخل كه صور متمثله در لوح حس مشترك اند بى آلت حس ادراك نمى كند . پس جميع تمثلات نفس به آلت حس ادراك مى شود , و اين آلات قواى نفس اند نه اعضا و جوارح كه محل و موضع قوايند : مثلا قوه سامعه آلت آن است نه طبله گوش . و احاديث متظافره متكاثره متواتره در تمثل صفات , بعد از انتقال از اين نشاه به صور گوناگون كه از آن بعضى به تجسم اعمال و بعضى به تجسد اعمال تعبير كرده اند و در حقيقت معنى آن تمثل اعمال است از فريقين روايت شده است . و برهان هم قائم است كه قوا فروع و شاخه هاى يك شجره طيبه به نام روح انسانى است كه اصلها ثابت و فرعها فى السماء توتى اكلها كل حين باذن ربها [١] يعنى
النفس فى وحدته كل القوى *** و فعلها فى فعله قد انطوى
مولوى محمد حسن در تعليم نهم مقدمه التاويل المحكم فى متشابه فصوص الحكم [٢] گويد :
[١]ابراهيم ١٤ : ٢٤ , ٢٥ .
[٢]صفحه ٣٣ .