انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٠٥ - بحثى قرآنى از تلفيق دو حديث شريف در تبيين مسائل قبل
در تاريخ ابن خلكان , در شرح حال شيخ رئيس , آمده است : و كان اذا اشكلت عليه مساله توضا و قصد المسجد الجامع و صلى و دعا الله عزوجل ان يسهلها عليه و يفتح مغلقها له . يعنى چون بر بوعلى سينا مساله مشكلى پيش مى آمد , بر مى خاست و وضو مى ساخت و قصد مسجد جامع مى كرد و نماز مى گزارد و خدا را مى خواند كه آن مساله مشكل را بر وى آسان كند و آن بسته و پوشيده را به رويش بگشايد .
انسان بر اثر اعراض از تعلقات اين نشاه و تصفيه خاطر و توجيه نفس ناطقه به ملكوت عالم , بهتر و زودتر به حقيقت مطلوبش دست مى يابد . علم و عمل , على التحقيق , جوهرند نه عرض , بلكه فوق مقوله اند , و انسان سازند . انسان به علم و عمل ارتقاى وجودى مى يابد , و هر كس بدان پايه كه علم آموخته و عمل اندوخته به همان اندازه انسان است و قدر و قيمت دارد , به هر اندازه كه واجد آيات قرآنى شده است به همان اندازه حكيم است و بهشت است , و به هر اندازه كه به اسماء و صفات الهى آگاهى يافت , البته نه آگاهى مفهومى بلكه حقايق آنها را دارا شد , به همان اندازه متخلق به اخلاق ربوبى است . قرآن كريم فرمود : انه عمل غير صالح [١] و فرمود : جزاء اوفاقا [٢] و لا تجزون الا ما كنتم تعملون [٣] پس قيامت همه قيام كرده است , و حساب همه رسيده , و نامه اعمال همه بدست آنان داده شده است .
آگاهى مفهومى چندان كارى نمى رسد . من مى دانم مثلا , فلان نوع حلوا را چگونه بايد پخت , آرد و روغنش چقدر , آب و عسلش چقدر , اما حلوا را نچشيده ام , و آن لذاتى را كه خورنده حلوا ادراك كرده است من ندارم . به حلوا حلوا دهن شيرين نمى شود , تا نچشى ندانى . دانايى مفهومى غير از دارايى ذوقى و شهودى است . اين سخن در لذت , در الم هم چنين است , آن كه دندانش درد گرفت و به دندانپزشك رجوع كرد , پزشك مفهوم درد را ادراك مى كند نه خود درد را , آن كه درد دارد مى داند درد چيست . به قول حكيم سنائى در حديقه :
[١]هود ١١ : ٤٦ .
[٢]نبا ٧٨ : ٢٦ .
[٣]يس ٣٦ : ٥٤ .