انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٨٩ - رؤيت و تمثل
نكته : جبرئيل ( ع ) چون قرآن بر قلب پيغمبر نازل مى شد بى تجافى از مقامش , كه اگر كسى با پيغمبر اكرم بود جبرئيل را نمى ديد , چون نزول جسمانى نبود تا با ديدگان ديدار شود , و اگر كسى ديگر جبرئيل را مشاهده مى كرد , يا به تصرف رسول الله ( ص ) در جان وى بود با قدرت روحى رائى . اميرالمؤمنين على ( ع ) گفت : چون قرآن بر رسول نازل مى شد , من هم مى شنيدم . اين جان علوى علوى بود كه مى شنيد ارى نور الوحى و الرساله و اشم ريح النبوه و لقد سمعت رنه الشيطان حين نزل الوحى عليه صلى الله عليه و آله فقلت يا رسول الله ماهذه الرنه فقال هذا الشيطان قد اليس من عبادته انك تسمع ما اسمع و ترى ما ارى الا انك لست بنبى و لكنك وزير و انك لعلى خير . [١] الخ . در كريمه فتمثل لها بشرا سويا [٢] و در كريمه قل من كان عدوا لجبريل فانه نزله على قلبك [٣]
و در كريمه و انه لتنزيل رب العالمين . نزل به الروح الامين على قلبك لتكون من المنذرين [٤] بدقت تدبر كن .
نكته : آنچه را كه در اين نشاه مى بينيم همه در عالم مثال ماست , كه ماده مرئى در حقيقت , مثال آن در صقع نفس رائى مشاهد است نه نفس ماده .
نكته : آنچه را مدارك و مشاعرت در مى يابند , در واقع , مدرك حقيقى حقيقت توست كه نفس ناطقه توست , يعنى زبان چشنده نيست بلكه نفس چشنده است در اين موطن , يعنى موطن زبان , بلكه بدقت , نفس چشنده است در خيال اين موطن . و على التحقيق , تمام ادراكات به علم حضورى است , حتى ادراكات به محسوسات . و اگر اهل اشارتى , روايات وارده در سرازيرى قبر و فشار قبر و پرسش در قبر و ديگر امورى را كه به قبر اسناد مى يابد , از اين قبيل بدان , يعنى آن فشار و احوال ديگر بر حقيقت شخص وارد است , كه ادراكات اوست , ولى , در تمثل خود , آن همه را در قبرش مى بيند , يعنى آنچه را مى بيند همه را در عالم قبرش مى نگرد . اما
[١]نهج البلاغه چاپ تبريز , الخطبه القاصعه , خطبه ١٩٠ صفحه ١٧٥ .
[٢]مريم ١٩ : ١٧ .
[٣]بقره ٢ : ٩٨ .
[٤]شعراء ٢٦ : ١٩٢ ١٩١ .