انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٧٠ - رؤيت و تمثل
استعداد مادى ندارند , چه , ماديات را استعداد است كه تدريجا به كمال مى رسند و
بالفعل واجد همه كمالات خود نيستند . پس شى ء مادى صمد نيست و آنكه صمد است
مادى نيست , زيرا وجود او پر است و حالت منتظره ندارد . و كلام امير عليه
السلام كه در غرر آمدى نقل شد , نص در اين معنى است (
سئل ( ع ) عن العالم العلوى فقال صور عاريه عن المواد عاليه ( خاليه خ ل ) عن
القوه و الاستعداد الخ
) و اينكه قرآن كريم فرمود رسلى كه به ابراهيم فرستاديم دست آنها به گوساله
بريان شده نرسيد , و رسول الله در جواب عبدالله بن سلام فرمود طعامشان تسبيح و
شرابشان تهليل است , و اينكه قرآن كريم فرموده شب و روز تسبيح مى كنند سست
نمى شوند , و ديگر آيات و روايات , همه دال اند بر مجرد بودن ملائكه از ماده و
صفات ماده . و گفتار رسول الله در جواب ابن سلام كه ملائكه به طول و عرض وصف
نمى شوند زيرا كه ايشان ارواح نورانى اند نه اجسام جثمانى , نص در اين معنى
است .
و نيز در اينكه انسان را معقباتى است از پيش روى او و از پس پشت او , كه
او را بامر الله حفظ مى كنند و به چشم ديده نمى شوند , و با ديگر قواى جسمانى
ادراك نمى شوند , دلالت دارد كه ملائكه از عالم امرند نه خلق و با اين قواى حسى
مشاهده نمى شوند , مرحوم سيد عليخان مدنى , در رياض السالكين , در شرح گفتار
سيد الساجدين , در دعاى سوم آنجا كه امام ( ع ) فرمود :
و منكر و نكير و رومان فتان القبور
تبصره اى عنوان كرده است و نيكو افاده فرموده كه :
تبصره القول بسؤال منكر و نكير و فتنه القبر و عذابه و ثوابه حق يجب الايمان
به لما تواترت به الاخبار بل هو من ضروريات الدين . و الاظهر الاسلم فى الايمان
بذلك ان يصدق بانها موجوده و ان هناك ملكين او اكثر على الصوره المحكيه و ان
كنا لا نشاهد ذلك اذ لا تصلح هذه العين لمشاهده الامور الملكوتيه و كل ما يتعلق
بالاخره فهو من عالم الملكوت كما كانت الصحابه يؤمنون بنزول جبرئيل و ان النبى
يشاهده و ان لم يكونوا يشاهدونه و كما ان جبرئيل لا يشبه الناس فكذلك منكر و
نكير و رومان فوجب التصديق بوجودهم و الايمان بسؤالهم و فتنتهم كما اخبر به
المخبر الصادق . [١]
[١]صفحه ٩٤ چاپ سنگى .