انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٢٩ - بحثى از روح القدس
عليهم السلام روايت كرده است كه به تلقى روح القدس حكم الهى را بيان مى كنند : به اسنادش از عمار ساباطى حديث كرده است كه :
قال قلت لابى عبدالله ( ع ) بما تحكمون اذا حكمتم قال بحكم الله و حكم داود فاذا ورد علينا الشى ء الذى ليس عندنا تلقانا به روح القدس .
و در حديث ديگر , از جعيد الهمدانى عن على بن الحسين عليهما السلام :
قال سالته باى حكم تحكمون قال حكم آل داود فان اعيانا شى ء تلقانا به روح القدس .
در جاى خود مبرهن است كه النفس فى وحدته كل القوى : بنابراين , پنج روحى كه در سابقون است , نه مراد اين است كه پنج روح متعدد در ايشان باشد , زيرا كه ما جعل الله لرجل من قلبين فى جوفه [١] , بلكه يك حقيقت واحد ذات مراتب است كه جميع افعال و اقوال و احوال ناشى از همان يك حقيقت است كه مى گويد : من رفتم , و من طاعت خدا كردم , و من خوف خدا دارم و من معصيت را ناخوش دارم , و من ايمان به غيب دارم , و من اكل و شرب دارم , و من عدل و داد مى كنم , و من عالم به همه اشياء از تحت العرش تا تحت الثرى هستم .
به اين حقيقت واحده , به اعتبارات و جهاتى , اسامى گوناگون در هر مرتبه و مظهر و شان او داده شد , كه در دروس معرفت نفس مستوفى در آن بحث نموده ايم . به حديث كميل كامل از حضرت وصى عليه السلام در اين مقام توجه و دقت و تدبر بسزا بايد داشت , و آن را جناب شيخ بهائى در اول مجلد سوم كشكول [٢] و جناب طريحى در ماده نفس مجمع البحرين نقل كرده اند .
جناب اميرالمؤمنين عليه السلام روح قدسى را , در اين روايت كميل
[١]احزاب ٣٣ : ٤ .
[٢]كشكول مجلد سوم , صفحه ٢٤٦ چاپ نجم الدوله .