انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٣٤ - بحثى از روح القدس
مجاز و ديگر صفاتى كه عقل از آن اشمئزاز و طبع از آن تنفر دارد و منزه اند , و اين وسائط فيض مردم را به سوى خود و مقام خود دعوت كردند , چون امام , يعنى پيشوا و سرمشق ايشان , بودند . پس اينكه به مردم فرموده اند به سوى ما بياييد و تاسى و اقتداى به ما داشته باشيد , دعوتى به حق است و ارشادى بصدق , تا همت مدعو چه كند ؟ كل ميسر لما خلق له . هر كه ندايشان را با خلاص لبيك گفت و مطابق سرمشق تعليم گرفت , اگر چه صاحب مقام نبوت تشريعى نمى شود ولى دگران هم بكنند آنچه مسيحا مى كرد . از اين روى , آحادى كه نداى آن مناديان اله را لبيك گفته اند , كرامات و امور خارق عادات از آنها صادر شده است كه موجب حيرت ديگران است . شيخ اجل ابن عربى , در چند جاى باب هفتاد و سوم فتوحات مكيه و ابواب ديگر آن , در اين موضوع مطالبى بسيار بلند آورده است , و ما از تعرض بدانها اعراض كرده ايم كه هم به طول مى انجامد و هم اينكه حلقها تنگ است .
رؤياى صالح جزئى از نبوت است , و از زبان خاتم النبيين ( ص ) به چندين وجه , در اين باره , در جوامع روائى فريقين , نقل گرديده است . اين رؤياى صالح است كه جزئى از نبوت است تو صد حديث مفصل بخوان از اين مجمل . در اين آيه كه فرموده سابقون مقربون اند , و در آيات ديگر و رواياتى كه درباره مقربون آمد تدبر و تامل شود تا به مقربين و به اقسام قرب آشنايى بيشتر حاصل گردد .
آنكه متاله نورى فرموده است : روح القدس الاعلى و هو الروح السادس المسمى بالمحمديه البيضاء , كلامى بسيار منيع و مطلبى بغايت رفيع است . زيرا كه دانسته اى اين ارواح مراتب يك حقيقت اند , و اين حقيقت واحده , مطابق شئون و اطوار و احوال و افعال او , به اسامى گوناگون موسوم شده است , و هر شان او به اسمى مسمى گرديده است , و چون همه انبيا با اختلاف مراتبشان در داشتن قوه قدسيه , كه به تعبير حديث روح القدس بود , شريك اند و مقام ختمى ارفع و اشمخ از همه مقامات است , لذا روح ختمى را , كه عاليترين درجه و منزل نهايى و غايه قصواى كمال انسانى است , روح القدس اعلى و روح سادس و محمديه بيضاء گفته اند , و چه خوب گفته اند ! به قول جناب حافظ :