انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٣٥ - اعتلاى انسان به فهم خطاب محمدى ( ص )
راقم مى گويد كه ما در كتاب عرفان و حكمت متعاليه به منصه ثبوت رسانده ايم كه مطالب عرشى و ثقيل كتاب شريف اسفار منقول از صحف كريمه عرفانيه است , و جناب صدرالمتالهين آنها را مبرهن فرموده است , و ما مآخذ آنها را از صحف عرفانيه , چون فتوحات مكيه و فصوص الحكم و غيرهم , در كتاب ياد شده ذكر كرده ايم و در حواشى اسفار يادداشت نموده ايم , و تحرير آن هنوز به پايان نرسيده است . مقصود اين كه از جمله مسائل همين مساله بودن و هم مرتبه نازله عقل است , كه علاوه بر اينكه جناب شيخ رئيس در اشارات قائل به تثليث اقسام شده است و در شفا هم تعبيرش آن بوده است كه به عرض رسانده ايم , علامه قيصرى , در اواخر شرح فص آدمى فصوص الحكم , فرمايد :
و من امعن النظر يعلم ان القوه الوهميه هى التى اذا قويت و تنورت تصير عقلا مدركا للكليات و ذلك لانه نور من انوار العقل الكلى المنزل الى العالم السفلى مع الروح الانسانى فصغر و ضعف نوريته و ادراكه لبعده من منبع الانوار العقليه فتسمى بالوهم فاذا رجع و تنور بحسب اعتدال المزاج الانسانى قوى ادراكه و صار عقلا من العقول كذلك يترقى العقل ايضا و يصير عقلا مستفادا .
و ديگر اينكه ما مطلب شريف اين نكته را در رساله علم , كه در دست تاليف است , عنوان كرده ايم و براى تقريب بدان چنين تمثيل و تقرير نموده ايم :
سخن در انواع عديده بودن ادراكات است . اين عنوان , اعنى انواع عديده بودن ادراكات , جدا بايد محفوظ باشد . حال گوييم مثلا ابصار نوعى از انواع احساس و ادراك است , آيا اگر مبصر از روزنه اى و سوراخ سوزنى مرئى شود , به صرف اينكه از سوراخ و روزنه مرئى شده است و مبصر محدود و مقيد گرديده است دو نوع احساس يعنى ابصار , است و يا يك نوع است ؟ بايد گفت يك نوع احساس به نام ابصار است , هر چند يكى موسع و ديگرى مضيق است , و همچنين ابصارهاى بصر قوى و ضعيف .
[١]ص ٩١ چاپ سنگى ايران .