انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٦٦ - رؤيت و تمثل
انسان در نشاتين است , يعنى چنانكه افراد انسان در اين نشاه متشابه و متماثل اند و در آن نشاه به حسب علوم و افعالشان به صور مختلفه اند , قبرهاى اين نشاه نيز افراد متشابه اند , اما قبرهاى آخرت قبرى روضه اى از رياض جنت , و قبرى حفرى اى از حفره هاى ناراست .
آنكه در حديث پنجم و چند حديث ديگر فرمود كه سوره من القرآن مثلت له فى صوره حسنه , اين همان تمثل و تجسم اعمال است كه بروز و ظهور ملكات در صقع ذات نفس مدرك است و در خارج از ظرف ادراك نيست , و با رؤيت به ابصار نيست بلكه ابصار با بصيرت است كه وراى عالم طبيعت است , نظير رؤيت انسان كامل است مرصور ملائكه را .
رؤيت و تمثل
در اينجا سزاوار است مقالتى را در رؤيت و تمثل , كه به چند سال پيش از اين نگاشته ايم , بياوريم كه در فهم مساله تمثل ياد شده و مسائلى ديگر كه در پيش داريم مفيد و مؤثر است . و چون فرصت و مجال تقرير و تحرير مجدد به دست نيامد , اگر بعضى از روايات و عبارات آن تكرار مى نمايد ارباب كمال معذورم بدارند .
شايسته است كه بدوا كلماتى چند از قرآن كريم كه معيار حق و ميزان صدق است و از اهل بيت عصمت و رسالت , كه هم موازين قسط اند , در وصف ملائكه نقل كنيم تا خواننده را هم مزيد بصيرت و اطمينان خاطر بود و هم بداند كه امهات مطالب عقلى همه از فروغ مشكوه نبوت است , كه به قول جناب صدرالمتالهين قدس سره الشريف : تبا لفلسفه لاتطابق قوانينها قوانين الشريعه .
و لقد جاءت رسلنا ابراهيم بالبشرى قالوا سلاما قال سلام فما لبث ان جاء بعجل حنيذ . فلما رءا ايديهم لاتصل اليه نكرهم و او جس منهم خيفه قالوا لا تخف انا ارسلنا الى قوم لوط [١] . در اين آيه كريمه , ملائكه را رسولان خود معرفى كرده است , و ديگر اينكه در وصف و تعريف آنها فرموده كه ابراهيم ( ع ) ديد دست
[١]هود ١١ : ٦٩ .