انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٥١ - اعتلاى انسان به فهم خطاب محمدى ( ص )
است . و در كلام شريفش , كه علم خاتم ( ص ) در بعضى اوقات بدون واسطه از الله
تعالى اخذ مى شد , دقت بسزا لازم است . و حكم( بعضى اوقات) از مقام لى مع
الله وقت استفاده شده است كه نفرمود على الدوام . و ديگر اينكه در بيان آن
مقام فرمود :
لى مع الله وقت لايسعنى فيه ملك مقرب و نبى مرسل
. و نكره در سياق نفى شامل خود آن حضرت نيز هست كه نبى مرسل است . فافهم .
و باز در فهم سر( بعضى اوقات) در اين حديث شريف , كه از غرر احاديث
است , تدبر و دقت بسزا شود , و آن اينكه در سادس بحار [١] از امالى شيخ ,
به اسنادش , روايت كرده است :
عن هشام بن سالم عن ابى عبدالله عليه السلام قال قال بعض اصحابنا اصلحك الله
كان رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم يقول
قال جبرئيل و هذا جبرئيل يا مرنى ثم يكون فى حال اخرى يغمى عليه . قال فقال
ابوعبدالله عليه السلام انه اذا كان الوحى من الله ليس بينهما جبرئيل اصابه
ذلك لثقل الوحى من الله , و اذا كان بينهما جبرئيل لم يصبه ذلك فقال قال لى
جبرئيل و هذا جبرئيل
.
از اين حديث گرانقدر و از ديگر روايات حاكى از اختلاف حال رسول الله صلى
الله عليه و آله و سلم هنگام نزول وحى استفاده مى شود كه حال حضرتش در هنگام
وحى بى تمثل سنگينتر از حال او در هنگام وحى با تمثل بود . و اين معنى را اهل
سلوك بخوبى لمس مى كنند و ادراك مى نمايند كه چون جذبه هاى بى تمثل صورت دست
دهد سخت در قلق و اضطراب افتند , بلكه گاهى شدت جذبه با مجذوب چنان كند كه
گردباد با برگ كاه . بخلاف حالتى كه با حصول تمثل صورت است .
شايد علتش اين باشد كه در حال تمثل صورت , با مثال مالوف و مانوس
[١]بحار چاپ كمپانى , صفحه ٣٦٢ .