انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٣٦ - مكتوب جناب ميرداماد به يكى از اهل عصرش
مكتوب جناب ميرداماد به يكى از اهل عصرش
بى لطف نيست كه به مناسبت پيش آمدن سخن , مكتوب جناب ميرداماد قدس سره به يكى از اهل يا نا اهل زمانش عنوان شود . اين نامه در فوائد رضويه مرحوم محدث قمى نيز نقل شده است [١] و صورتش اين است :
رحم الله امرء اعرف قدره و لم يبعد طوره نهايت مرتبه بيحيايى است كه نفوس معطله و هو يات هيولانيه در برابر عقول مقدسه و جواهر قادسه به لاف و گزاف و دعوى بيمعنى برخيزند . اين مقدار شعور بايد داشت كه سخن من فهميدن هنر است نه با من جدال كردن و بحث نام نهادن . چه , معين است كه ادراك مطالب دقيقه و بلوغ به مراتب عاليه كار هر قاصر المدركى , و پيشه هر قليل البضاعتى نيست , فلامحاله مجادله با من در مقامات علميه از بابت قصور طبيعت خواهد بود نه از بابت دقت طبع , مشتى خفاش همت , كه احساس محسوسات را عرش المعرفت دانش و اقصى الكمال ادراك شمرند ( واقصى الكمال هنر شمرند ) , با زمره ملكوتيين , كه مسير آفتاب تعقلشان بر مدارات انوار علم قدسى باشد , لاف تكافؤزنند و دعوت مخاصمت كنند شايسته نباشد ( مخاصمت كنند
[١]فوائد رضويه ص ٤٢٢ .