انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٩٠ - قرآن و ليله القدر
السرمد عله الدهر و الدهر عله للزمان . [١]
خلاصه سرمد روح دهر است , و دهر روح زمان صدرالمتالهين , در اسفار , در بيان و تفسير قول مذكور كه بعضى زمان را جوهر مفارق عقلى دانسته اند , فرمايد :
و من ذهب الى انه جوهر مفارق عن الماده كانه اراد به الحقيقه العقليه المفارقه لهذه الصوره الطبيعيه التى تتقدر و تمتد بحسب وجودها التجددى المادى لا بحسب وجودها العقلى الثابت فى علم الله سرمدا .
و اين تفسير همان است كه حاجى آن را به روح و جسد تعبير كرده است . مثل دهر با زمان مثل صورت كليه معقوله زمان در ذهن ما است با زمان متدرج خارج كه , در حقيقت , بنابر حركت جوهريه , مقدار سيلان طبيعت است . جز اينكه اين صورت معقوله با زمان خارجى معيت وجوديه ندارد و علت آن نيست , اما آن صورت عقليه اى كه جوهر مفارق در طول زمان و علت اوست , كه همان روح زمان او زمان جسد اوست , معيت وجوديه دارد . غرض از اين تنظير ثبات مطلق صورت معقوله و تجدد زمان خارجى است .
تبصره دانسته شد كه دهر روح زمان و علت آن است و حقيقتى عقلى مفارق از طبيعت است . بنابراين , در بسيارى از مواردى كه از زبان اهل بيت عصمت و وحى به زمان مانند مخاطبه با ذوى العقول خطاب مى شود , بايد به لحاظ خطاب به اصل و مبدا زمان بوده باشد كه از مفارقات نوريه و از دار آخرت است و دار آخرت حيات و شعور است . و ان الدار الاخره لهى الحيوان [٢] از باب مثال , دعاى چهل و پنجم صحيفه سجاديه در وداع شهر رمضان است , در اين دعا , امام ( ع ) , خطاب به ماه مبارك رمضان مى كند و چندين بار وى را سلام مى كند و او را وداع مى نمايد و مى فرمايد :
[١]نقل از قبسات صفحه ٨ , چاپ سنگى .
[٢]عنكبوت ٢٩ : ٦٤ .