انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٠ - قرآن و عرفان و برهان از هم جدائى ندارند
آنان عالم اند كه عقل از راه نظر فكرى قاصر از ادراك امور آنچنانكه هستند مى باشد .
قرآن و عرفان و برهان از هم جدائى ندارند
مفاد اين سخن نه اين است كه نظر عقلى باطل و كسب علوم عقلى ناصواب و برهان ناتمام است , چه اينكه خود قرآن كريم , كه مهمترين منطق وحى است , فهم حقايقش را گاهى اضافه به دانشمندان فرمود , و گاهى به خردمندان , و گاهى به انديشمندان , و گاهى به صاحبدلان و نظاير آنان و فرمود : و يرى الذين اوتوا العلم الذى انزل اليك من ربك هو الحق [١] . و فرمود : انا انزلناه قرآنا عربيا لعلكم تعقلون [٢] . و فرمود : كذلك نفصل الايات لقوم يتفكرون [٣] و فرمود : افلا يتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها [٤] و آيات بسيار ديگر از قبيل هر يك اينها .
غرض اينكه هر كس حظ او در علوم اوفر و بهره وى از آنها بيشتر است , نصيب او از قرآن بيشتر است , كه كتاب عقل و علم و فكر است , و حاشا كه قرآن و عرفان و برهان از هم جدايى داشته باشند .
صدرالمتالهين , در آغاز فصل دوم باب ششم نفس اسفار [٥] كه پس از اقامه براهين بر تجرد نفس ناطقه در فصل قبل آن , اين فصل را در نقل ادله سمعيه از آيات و روايات عنوان كرده است فرموده است :
فلنذ كرادله سمعيه لهذا المطلب حتى يعلم ان الشرع و العقل متطابقان فى
هذه المساله كما فى سائر الحكميات و حاشى الشريعه الحقه الالهيه البيضاء
ان تكون احكامها مصادمه للمعارف اليقينيه الضروريه و تبا لفلسفه تكون
قوانينها غير مطابقه للكتاب و السنه [٦] .
يعنى چون در اين مطلب , كه اثبات تجرد نفس ناطقه انسانى است , چند
[١]سبا ٣٤ : ٦ .
[٢]يوسف ١٢ : ٢ .
[٣]يونس ١٠ : ٢٤ .
[٤]محمد ٣٧ : ٢٤ .
[٥]ج ٤ , ص ٧٥ .
[٦]اسفارج ٤ ص ٧٥ .