انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٠٤ - بحثى قرآنى از تلفيق دو حديث شريف در تبيين مسائل قبل
ما را به صورت جمع خطاب فرموده است , تعالوا , يعنى مرا كه پيغمبر شما هستم ببينيد و بالا بياييد . من در مقامى منيع هستم كه در اوج مقام قرب الهى واقع شدم , شما را كه در حضيض مى بينم و در آن حد و وضع مشاهده مى كنم , خطاب مى كنم ( تعالوا) , مرا ببينيد و بالا بياييد .
فى السماء رزقكم بشنيده اى *** اندرين پستى چه بر چفسيده اى
ترس و نوميديت دان آواز غول *** مى كشد گوش تو تا قعر سفول
هر ندايى كه ترا بالا كشد *** آن ندايى دان كه از بالا رسد
هر ندايى كه ترا حرص آورد *** بانگ گرگى دان كه او مردم درد
اين بلندى نيست از روى مكان *** اين بلنديهاست سوى عقل و جان
بانگ مى آيد كه اى طالب بيا *** جود محتاج گدايان چون گدا
جود محتاجست و خواهد طالبى *** آنچنانكه تو به خواهد تائبى
بالا بياييد كه خداوند سبحان فياض على الاطلاق است , و قابليت و استعداد هم به شما داده است , و كتاب بى نهايت قرآن حكيم را , كه حافل تمام حكم و معارف و شامل جميع كلمات نوريه وجوديه است , غذاى جان شما قرار داده است . ببين كه سعه وجودى نفس ناطقه انسان به فعليت رسيده چه قدر است كه وعاء حقايق قرآنى مى گردد !
چنانكه گفته ايم , شرط يافتن توحد روحانى به دست آوردن است . اين توحد قطع از تعلقات است , كه طهارت مى آورد و به انسان بينش مى دهد , آدمى را روشن و بيدار مى نمايد . هر اندازه انسان به ماده گرايش پيدا كرد , به همان اندازه محجوب و مهجور و از حقيقت دور است و در صيد و شكارش عاجز است . و هر اندازه كه از رنگ تعلقات به در آمد , به همان اندازه صفا و نشاط مى يابد .
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود *** ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
يكى از بركات نماز اين است كه انسان را از تعلقات دنيوى اعراض مى دهد و به ملكوت عالم مى كشاند , كه رسول الله ( ص ) فرمود : ان المصلى يناجى ربه .