انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٠٧ - عبادت احرار
معنوى و از شهود عرفانى و ذوقى و وجدانيشان لذت مى برند .
هر يك از ما به منزله جدول و كانال و نهرى است كه به درياى بيكران هستى متصل است , بلكه از آنجا منشعب است . اين نهرها بايد لايروبى و پاك شوند . اگر مى بينيد آب جدولى زلال و صاف نيست , طعم و بوى و رنگ بد دارد , از اين جدول است , از اين كانال است . وقتى آب به كانال آمده است , رنگ گرفته است . مثل باران كه صاف و زلال و شيرين نازل مى شود , اما وقتى به زمين رسيد , با گلها و لاى و لجنها و با گياهها و اماكن آميخته شد و حشر پيدا كرد و الفت يافت , بر اثر اين الفت و معاشرتش به رنگ آن خاك و آن نهر و آن گياه در مى آيد . مثلا اگر زمين شوره زار است , مى بينيم آب باران شيرين شور شده است , و اگر زمين رنگى دارد و اگر گياهى طعمى دارد , بدان رنگ و بدان طعم در آمده است , والا خود آب صاف و زلال به زمين آمده است .
در باب دهم مصباح الشريعه آمده است كه و لتكن صفوتك مع الله تعالى فى جميع طاعاتك كصفوه الماء حين انزله من السماء , يعنى صفاى تو با خداى تعالى در همه طاعات تو مانند صفاى آب باشد زمانى كه خداوند آن را از آسمان فرو مى بارد .
اين اشخاص و افراد مثل اين كانالها هستند . آنچه از خداوند است همه صاف و زلال است . او آنچه را كه مى دهد , همه طاهر و پاك است , ما بد پيوند مى دهيم , ما بد تلفيق مى كنيم , در ما رنگ مى گيرد . انزل من السماء ماء فسالت اوديه بقدرها [١] اين آب منزل از آسمان , چون به اين واديها رسيد , مقدار و حد پيدا مى كند و رنگ مى گيرد .
بارى , سخن در اين بود كه انسان آگاه عبادت را براى طلب بهشت و دورى از دوزخ انجام نمى دهد .
چونكه اندر هر دو عالم يار مى بايد مرا *** با بهشت و دوزخ و با حور و با غلمان چه كار
عبادت آن لذت روحانى است كه انسان در تعلقش بلكه , فوق مقام تعقل , در
[١]رعد ١٣ : ١٧ .