انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٣١ - اعتلاى انسان به فهم خطاب محمدى ( ص )
و مثالى و نفسى و عقلى و غيرهاست , و باز هم اين مراتب , به حسب دو قوس نزول و صعود , ذومراتب است , و وجود ذهنى را نيز به بودن در اذهان عاليه و در اذهان سافله , و در اذهان آدميان نيز به حسب بودن در عاقله و در وهم و در خيال و حس مشترك مراتب است .
تبصره اين كه وهم را قوه مستقل در قبال عاقله آورده ايم بنابر حكمت رائج مشاء است كه ادراكات را چهار نوع گفته اند , و انواع چهارگانه ادراك عبارت از احساس و تخيل و توهم و تعقل است . و بنابر مذهب تحقيق , و هم مرتبه نازله عقل است , و به عبارت ديگر , و هم عقل ساقط است . بنابراين , حق در اقسام ادراك تثليث است نه تربيع . و ما اين مطلب شريف را , در هزار و يك نكته , نكته اى قرار داده ايم , و مآخذ لازم آن را از كتب معتبره , كه اصول علمى اند , ذكر نموده ايم . و اتيان آن را در اينجا سزاوار مى بينيم , هر چند معترضه اى است كه اندكى از بحث فاصله مى گيريم , ولكن نفاسات آن جابر است و آن اينكه :
نكته [١] غرض ما در اين نكته اين است كه وهم مرتبه نازله عقل است , و به عبارت ديگر , و هم عقل ساقط است . بدان كه مشاء انواع ادراك را چهار نوع دانسته , و شيخ در فصل دوم مقاله دوم نفس شفا [٢] بتفصيل عنوان كرده است , و از انواع تعبير به اصناف فرموده است , بدين عبارت : الفصل الثانى فى تحقيق اصناف الادراكات التى لنا الخ . فتدبر .
و عجب اينكه در فصل هشتم نمط سوم اشارات , تثليث در اقسام ادراك فرموده است , و آن را به عنوان تنبيه ذكر كرده است كه تنبيه الشى قد يكون محسوسا عندما يشاهد الخ . و محقق خواجه نصيرالدين , در شرح آن , در بيان انواع ادراك چهارگانه , داد سخن را داده است و چنين آغاز فرموده است : لما فرغ من بيان معنى الادراك اراد ان ينبه على انواعه و مراتبها , و انواع الادراك اربعه احساس و تخيل و توهم و تعقل , فالاحساس ادراك الشى ء الخ .
[١]نكته در اينكه وهم عقل ساقط است نه بر سبيل استقلال قوه مدركه باشد .
[٢]شفا طبع ١ , جلد ١ صفحه ٢٩٥ .