انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٤٥ - اعتلاى انسان به فهم خطاب محمدى ( ص )
هزار مرتبه از آن ناشى شده است و در هر مرتبه نامى يافته است . و اين همان هويت مطلقه است كه همه به او قائم اند , و در همه جاهاى و هوى اوست , كه خود قابض و باسط است و همه به نفس رحمانى او متنفس اند .
اى به ره جستجو نعره زنان دوست دوست *** گر به حرم ور به دير كيست جز او اوست اوست
پرده ندارد جمال غير صفات جلال *** نيست بر اين رخ نقاب نيست بر اين مغز پوست
با همه پنهانيش هست در اعيان عيان *** با همه بيرنگيش در همه زو رنگ و بوست
دم چو فرو رفت هاست هوست چو بيرون رود *** يعنى از او در همه هر نفسى هاى و هوست
متاله سبزوارى
اميرالمؤمنين على ( ع ) فرمود : قريب من الاشياء غير ملامس بعيد منها غير مباين [١] .
قرآن صد و چهارده سوره است و سوره ها از آيات , و آيات از كلمات , و كلمات از حروف , و حروف از الف , و الف از نقطه , و جميع علوم بلكه جميع اشياء صورت تركيبى و تاليف حروف اند , و حروف صورت متفرقه الف , و الف صورت تكرار و تفرقه نقطه كه در سير و حركت متكثر گشت كه العلم نقطه كثرها الجاهلون .
شيخ سعدالدين حموى فرمايد :
يك نقطه الف گشت الف جمله حروف *** در هر حرفى الف به اسمى موصوف
چون نقطه تمام گشت آمد به سخن *** ظرفست الف نقطه در او چون مظروف
اين طايفه نقطه را عبادان مى نامند و از مثل معروف ليس وراء عبادان قريه اين معنى را قصد مى كنند .
علامه شيخ بهائى , در كشكول [٢] فرموده است :
قال صاحب المفاحص التعبير عن المبدا الفياض تعالى شانه بالوحده فانها
[١]نهج البلاغه .
[٢]كشكول مجلد چهارم صفحه ٤٠٧ چاپ نجم الدوله .