ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٥١٨
سوى ما هستند .
١٠ ـ ما رواه احمد بن حاتم بن ماهويه قال كتبت اليه يعنى ابا الحسن الثالث عليه السلام اسأله عمن آخذ معالم دينى و كتب اخوه ايضا بذلك فكتب اليهما فهمت ما ذكرتما فاصمدا فى دينكما على كل مسن فى حبنا و كل كثير القدم فى امرنا فانهما كافوكما [١] (( .
احمد بن حاتم بن ماهويه گفت : در نامه اى از امام ابوالحسن سوم ( عليه السلام (
پرسيدم احكام دين خود را از چه كسى سؤال كنم ؟ ( برادرم او هم نامه اى بدين مضمون براى امام ( ع ) نوشت ( .
امام ( ع ) در پاسخ آنها نوشت : من از محتواى نامه شما آگاه شدم شما در دينتان محكم و استوار باشيد ( وجوياى كسى باشيد ) كه عمر خود را در دوستى ما گذارنده و در امر ما بيشتر سابقه دارد , همو شما را كفايت مى كند .
١١ ـ عبدالعزيز مهتدى مى گويد : به حضرت رضا عليه السلام عرض كردم ان شقتى بعيد فلست أصل اليك فى كل وقت فأخذ معالم دينى عن يونس مولى آل يقطين قال نعم [٢]
راه من دور است نمى توانم هميشه خدمت شما برسم آيا اجازه مى فرماييد احكام دينى را از يونس . . . بگيرم ؟ حضرت فرمود : بلى مى توانيد .
از مجموع احاديثى كه از نظرتان گذشت استفاده مى شود كه در مرجعيت احكام , اعلميت شرط نيست و اگر مى بود , بايستى نمونه و شاهدى در روايات ديده مى شد . و امام ( ع ) مردم را به اعلم اصحاب خود ارجاع مى دادند .
نكته اى را كه لازم مى دانم پيش از بيان وجوه ديگر تذكر دهم اين است كه وجوه آتى به عنوان تأييد نظريه ما ذكر مى شود نه به عنوان دليل زيرا آنها قابل نقد و اشكال پذيرند .
دليل سوم ـ سيره متشرعه , از روزگار زمان رسول خدا تا روزگار امامان و پس از آن تا زمان شيخ اعظم انصارى بدين روال بوده است كه مردم هر شهرى به فقيه و مجتهد جامع الشرايط مراجعه مى كردند , بدون جستجو به دنبال اعلم , با آنكه در هر عصرى درجات و مراتب علمى مجتهدان مختلف بوده است .
[١]ـ همان مأخذ , حديث ٤٥
[٢]ـ همان مأخذ , حديث ٣٥