ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١٠٤ - وجود اجتهاد از راه رأى
لك فاتبع فيه سنة رسول الله و ما لم يتبين لك فى السنة فاجتهد فيه برأيك . )) براى يافتن حكم خدا نخست به كتاب خدا نظر كن و هر گاه حكم را به گونه واضح يافتى آن را بيان كن و از هيچ كس مپرس و اگر نيافتى از سنت رسول خدا پيروى نما و اگر در سنت پيامبر نيز نيافتى از راه اجتهاد به رأى حكم را بيان نما .
دهلوى حنفى در كتاب الانصاف فى بيان سبب الخلاف بنا به نقل فريد وجدى در دائرة المعارف ( ج ٣ / ص ٢١٢ ) مى گويد : عمر به شريح مى گفت : (( فان جاءك ما ليس فى كتاب الله و لم يك فيه سنة رسول الله و لم يتكلم فيه احد قبلك فاختر أى الامرين شئت و ان شئت ان تجتهد برأيك لتقدم فتقدم و ان شئت ان تتاخر فتاخر و لا ارى التأخير الا خيرا لك (( .
هر گاه امرى برايت پيش آيد كه حكم آن را در كتاب خدا و سنت رسول نيافتى و نيز كسى هم پيش از تو سخنى درباره آن نگفته باشد مى توانى يكى از دو امر را اختيار كنى يا حكم را از راه رأى بيان كن و يا تأخير كن تا حكم برايت معلوم شود ولى من تأخير انداختن را بهترى مى بينم .
نمونه ديگر :
در نامه عمر بن خطاب به ابوموسى اشعرى چنين آمده : چنانچه قضاوت نمودى و سپس خلاف آن آشكار گرديد بايد از آن برگردى زيرا حق را نمى توان باطل نمود و بازگشت به حق از ادامه روش باطل بهتر است . ولى ابن حزم ظاهرى ( پيشواى مذهب ظاهرى ) آن را مجعول مى داند .
در الاحكام فى اصول الاحكام سيف الدين آمدى ( ج ٣ , ص ١٥٠ ) و احياء العلوم الدين ابوحامد محمد غزالى ( ج ١ , ص ٣٩ ) و فلسفه التشريع فى الاسلام دكتر محمصانى آمده : عمر بن خطاب مى گويد همانا عمر نمى داند كه بحق و راستى رسيده است يا خير ولى از سعى و كوشش فروگذار نمى كند .
و نيز در كتاب مذكور ( ص ٨١ ) آمده كه عمر گفت : اقضى فى الجد برأيى و اقول منه برأيى . )) من با سعى تمام به رأى خود حكم مى كنم و درباره آن از راه رأى مى گويم .
و در موردى ديگر مى گويد : (( السنة ما سنة الله و رسوله و لا تجعلوا خطأ الرأى سنة للامه )) : سنت آن است كه خدا و پيامبرش آن را سنت قرار داده و هيچ گاه اشتباه و خطا در رأى را سنت امت قرار ندهيد .