ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١٠٢ - وجود اجتهاد از راه رأى
ابن حزم ظاهرى ( پيشواى دوم مذهب ظاهرى ) صاحب كتاب الاحكام لاصول الاحكام مى نويسد : هر كس عمل اصحاب به قياس و رأى را انكار نمايد تعصب ورزيده است .
علامه احمد بن عبدالرحيم حنفى ( م ١١٨٠ ) معروف به شاه ولى الله دهلوى در كتاب الانصاف فى سبب الخلاف از ميمون ابن مهران نقل مى كند : هر گاه به ابوبكر براى پاسخگويى در مسأله خلافى مراجعه مى شد به كتاب خدا نظر مى كرد , اگر حكم را در آنجا مى يافت مطابق آن حكم مى كرد و اگر نمى يافت به سنت رسول خدا نظر مى كرد و اگر در آنجا نيز نمى يافت به مسلمانان مراجعه مى كرد و به آنها مى گفت : آيا شما درباره آن , چيزى از رسول خدا مى دانيد ؟ در صورتى كه مى دانستند حكم را بيان مى كردند و او مى گفت خداوند را سپاس كه بين ما قرار داد كسانى كه علم پيامبر را براى ما حفظ داشته اند و هر گاه آنان چيزى نمى دانستند خوبان و آگاهان را جمع مى كردند و با آنها به مشورت مى پرداخت و هر گاه درباره حكم مسأله اتفاق نظر مى كردند آن را مورد پذيرش قرار مى داد و مطابق آن عمل مى كرد . قريب به همين مضمون را ابن قيم جوزى در كتاب اعلام الموقعين ( ج ١ , ص ٢٤٣ ) نقل نموده است .
احمد بن على مقريزى در الخطط ( ج ٢ , ص ٣٣٢ ) مى گويد : اصحاب بعد از وفات رسول خدا در شهرها پراكنده شدند و ابوبكر مطابق كتاب و سنت رسول خدا حكم مى كرد و هر گاه حكم مسئله اى را نمى يافت از آنها كه در نزد او بودند پرسش مى كرد و هر گاه آنان نيز نمى دانستند از راه اجتهاد به رأى پاسخ مى داد و بعد از وفات ابوبكر نيز امر بر همين منوال بود .
در پيشگفتار تاريخ فلسفه اسلامى ( ص ١٧٧ ) از ابن مسعود نقل شده است كه هر گاه براى كسى مسأله اى براى قضاوت پيش آيد بايد مطابق با آنچه كه در كتاب خداست قضاوت نمايد و اگر در قرآن نيافت مطابق آنچه كه رسول خدا فرموده قضاوت نمايد و اگر در سخنان پيامبر نيز نيافت مطابق آنچه كه صالحان قضاوت كردند قضاوت كند و اگر از اين طريق هم نتوانست از راه اجتهاد به رأى قضاوت نمايد . و هر گاه از اين طريق هم به گونه نيكو نمى تواند , سكوت كند و حياء نكند .
از برخى سخنان امام على ( عليه السلام ) نيز بدست مىآيد كه در زمان اصحاب پيامبر ( ص ) تشريع براى حوادث واقعه از راه رأى وجود داشته است و بدين جهت آن را