ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٤٩١
ج : قرار گرفتن ناخودآگاه مجتهد در دام تقليد و در نتيجه اجتهاد وى نوعى پانتوميم به حساب خواهد آمد .
١١ ـ نداشتن ديد كوتاه و سطحى نگرى , زيرا اين باعث مى شود كه نتواند آرا و نظرات خود را با واقع رويدادهاى نوين زندگى همگام نمايد .
١٢ ـ داشتن ديد آينده نگر , زيرا اين باعث مى شود كه آراء و نظرات او در بستر زمان داراى پيامد سوئى براى جامعه نباشد .
١٣ ـ نداشتن پيشداوريهاى ذهنى , زيرا اين پيشداورى موجب مى شود كه اجتهاد او از ماهيت استنباطى خود منسلخ گردد , و اين گونه اجتهاد باعث مى شود كه به منبع و پايه شناخت به آنچه كه ذهنيت او به آن پيشداورى كرده است جهت دهد و اجتهاد اين گونه عبارت مى شود از منطبق نمودن احكام بر آرا و نظرات شخصى خود .
١٤ ـ داشتن شجاعت در بيان حقيقت و آسيب پذير نشدن در برابر اعتراضها و وسوسه ها و تلقين هاى افراد ناآگاه به موازين فقه اجتهادى و يا مغرض , كه اين گونه افراد در همه ادوار اجتهاد بوده اند و ما در بررسى هاى خود در اين زمينه همه آنها را شناسايى نموده ايم . اين عده مع الاسف نقش بسزايى در خارج كردن فقه جهانشمولى از صحنه هاى علمى و فرهنگى و غير هنرى اينها داشته اند .
١٥ ـ تأثير ناپذيرى در برابر سنتهاى غلط محيطى و اجتماعى , زيرا اگر مجتهد در برابر آنها متأثر شود باعث جهت گرفتن ديد او بر خلاف مطلوب شرعى مى گردد .
١٦ ـ توانايى بر درك عناوينى كه واقعا براى احكام , موضوع مى باشند و بسنده نكردن بر ظاهر موضوعات و الفاظى كه در نصوص وارد شده , و كشف عناوينى كه بالذات , موضوعات براى احكام اند از مهمترين مراحل استنباط احكام است زيرا عدم كشف آنها :
اولا ـ مانع از درك واقعيتها مى شود .
ثانيا : باعث جهت دادن انحرافى به بينش او مى گردد .
١٧ ـ نداشتن تعصب , زيرا در برخى موارد تعصب باعث پيدايش خلاف واقع در بينش او مى گردد .
١٨ ـ درك نياز جامعه در ابعاد علمى , فرهنگى , اجتماعى , اقتصادى , هنرى و روابط