ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٣٣٦ - عوامل پيدايش اخباريگرى و گرايش به آن
ما در ضمن بررسيهاى خود درباره كيفيت بيان فقه و احكام الهى در مراحل و ادوار گوناگون , به اين نتيجه دست يافته ايم كه بيان فقه و احكام شريعت , مراحل ششگانه اى را پيموده و در هر مرحله و دوره اى , به شيوه خاص بيان مى شده است كه از نقل حديث با ذكر سند شروع شده و با نقل حديث بدون ذكر سند ادامه يافته و سپس متن حديث نقل به معنا شده و . . . تا آنجا كه خلاصه و نتيجه روايات در فروعات مختلف به صورت فتواى مجتهد بيان گرديده است و اين سيرى است كه اجتهاد پيموده است .
بر اين اساس اخباريت پيشينيان از فقهاى اماميه , درجه و مرتبه و مرحله اى از مراحل سير تكاملى اجتهاد در طول حركت اجتهادى و تفكر اصولى است و مانند اخباريت استرآبادى در عرض اجتهاد قرار نداشته و متباين و متعارض با اجتهاد نبوده است . زيرا آنان منكر حجيت عقل و منكر اعتبار ظاهر كتاب نبوده اند .
گفتارى از اصولى بزرگ شيخ محمد تقى اصفهانى
براى توضيح و تبيين بيشتر آنچه گفته شد , مناسب است كه فرازهايى از گفتار ارزشمند اصولى بزرگ , عالم فرزانه شيخ محمد تقى اصفهانى ( م ١٢٤٨ ) را كه به صورت تعليق بر كتاب معالم الاصول آورده شده , ذكر كنيم .
ايشان در همين زمينه به اين مضمون مى نويسد : ممكن است كسانى گمان برند كه از ديرزمان همواره دو شيوه وجود داشته است : شيوه اخبارى و شيوه اصولى ! ولى واقعيت اين نيست . زيرا اگر چه به ظاهر علماى سلف برخى به ذكر احاديث بسنده كرده و گروهى به كاوشهاى اجتهادى مى پرداخته اند , ولى بايد دانست كه راه و روش محدثان پيشين با راه و روش اخباريان متأخر يكى نبوده است و كاملا با هم فرق داشته است .
آنچه در گذشته باعث پديد آمدن دو صنف در ميان علماى اسلام شده كه صنفى را محدث و اخبارى ناميده و صنف ديگر را اصولى نام نهاده اند , در حقيقت بدين جهت بوده است كه برخى از آنان دستشان در تفريع و تطبيق احكام بر موضوعات باز بوده است و قدرت و قوت نظر در قواعد كلى داشته اند . و از اين رو آنان را اصولى ناميده اند , مانند : عمانى ( ابن ابى العقيل ابومحمد حسن بن على , معاصر كلينى ) و اسكافى ( ابو على محمد بن احمد كاتب معروف به ابن جنيد ) ( م ٣٨١ ) و شيخ مفيد ( ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان معروف به شيخ مفيد ) ( م ٤١٣ ) و زعيم شيعه علم الهدى سيد مرتضى ( م