ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٣٣٥ - عوامل پيدايش اخباريگرى و گرايش به آن
دورى كردن از تفريع , انصراف از تطبيق ـ تطبيق عام بر مصاديق خارجى آن ـ براى آنها ياد كرده است . و در مقابل , عالمان ديگرى را نيز نام برده است كه داراى بينش وسيع بوده و اصولى مى انديشيده اند و تفريعات و تطبيقات داشته اند .
از كلام شيخ طوسى چنين استفاده مى شود كه از همان ابتدا مسأله اخباريت مطرح بوده است ولى بايد توجه داشت كه اخبارى سابق با اخبارى لاحق , يعنى اخبارى بودن كسانى چون ( مرحوم شيخ كلينى و على بن بابويه و شيخ صدوق و ابن قولويه قمى ) با اخباريت ابداع شده توسط ملا محمد امين استرآبادى متفاوت بوده است . زيرا :
اولا ـ آنان محدث بوده اند , نه اخبارى و اگر نام آنها را نيز اخبارى بگذاريم , صرفا از باب توجه آنان به نقل احاديث معصومين ( ع ) است نه از باب اينكه آنان منكر حجيت عقل بوده اند .
ثانيا ـ برفرض كه بگوييم بزرگان ياد شده اخبارى بوده اند , اخبارى به معناى عام آن بوده اند , نه اخبارى به معناى اصطلاحى و خاص كه داراى مكتب و اصول معينهستند .
و ثالثا ـ همانگونه كه اشاره شد , مسأله اجتهاد و ابحاث اصولى و ضرورت آن در عصر امامان و نيز در زمان غيبت صغرى چندان مطرح نبوده , زيرا با وجود معصومين ( ع ) نياز چندانى به كاوشهاى شخصى فقها احساس نمى شده و در اعصار نزديك به عصر ائمه ( ع ( اين نياز شدت نداشته است . و اگر فقهاى اماميه در اين اعصار به كاوشهاى اجتهادى نپرداخته اند به آن علت نبوده است كه اجتهاد را باطل و نامشروع مى پنداشته اند دو شيوه اخباريگرى استرآبادى را قبول داشته اند , بلكه به دليل بى نيازى از اجتهاد بوده است و بس . و بدين جهت است كه مى بينيم , آنان به هنگام بيان احكام , به ذكر اصل حديث اكتفا مى كرده اند . زيرا متن حديث پاسخگوى رخدادها و موضوعات نوين آن روزگار بوده است . و مسائل مستحدث فراوان و معتبر و متنوع نبوده است . و اين سبب نخواهد شد كسى اين فقها را اخبارى به معناى اصطلاحى آن بشناسد .
و اما اينكه آنان در مقام بيان فتواى متن حديث و عين عبارت و الفاظ آن را ذكر مى كردند . بدين جهت بود كه در آن روزگار بيان فقه او احكام به اين كيفيت معمول و متداول بوده است و از اين رو است كه شهيد در كتاب گرانمايه و ارزشمندش (( ذكرى الشيعه )) مى گويد : علماى ما فتاواى على بن بابويه پدر شيخ صدوق را در مواردى كه دسترسى به خبر نداشتند به منزله حديث دانسته و با آن معامله حديث مى نمودند .