ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٣٣٧ - عوامل پيدايش اخباريگرى و گرايش به آن
٤٣٦ ) و شيخ الطايفه ( مجتهد گرانمايه محمد بن حسن طوسى ) ( م ٤٦٠ ) و جز اينها .
و برخى ديگر به ذكر حديث اكتفا كرده و از مضمون روايات و موارد نص تجاوز نمى كرده اند و معمولا از كسانى بوده اند كه قدرت به تفريع و تطبيق نداشته اند . و بر اثر تعمق نداشتن در مباحث علمى , فروع غير منصوص را مورد توجه و بررسى قرار نمى داده اند و به همين جهت معروف به اخبارى شده بودند .
اگر اهل تحقيق با بصيرت كاوش كنند , خواهند يافت كه در دوران ياد شده , فرقى ميان اخبارى و اصولى وجود نداشته است مگر در همين جهت كه اخبارى در پى تطبيق و تفريع نبوده و چه بسا توان آن را نداشته است , ولى اصولى بر اثر تعمق و توان و تسلط به مبانى اصيل فقهى به تطبيق و تفريع فروع تازه و بازگرداندن آنها به اصول پايه مى پرداخته است .
با توجه به اين واقعيت كه در اعصار پيشين وظيفه علما گردآورى احاديث معصومين ( ع ) بوده است تا منابع روايتى براى آيندگان حفظ شود . . . الخ , تا دشمنان نتوانند در ميان عناصر خاصه , روايات جعلى را وارد كنند و سره و ناسره را به هم بياميزند و آنان به اين وظيفه خود جامع عمل پوشاندند و اين خدمتى بود بس بزرگ كه با هيچ امرى قابل مقايسه نيست , زيرا اگر مجتهدان در ادوار بعد توانستند به تفريع فروع و گسترش زمينه هاى فقهى بپردازند , پيشرفت و تكامل خود را مرهون پيشينيانى هستند كه منابع اصلى روايى را حفظ كرده و از خود به ارث گذاشته اند و اگر نبود اين منابع اصيل و ميراث گرانقدر , نوبت به اجتهاد مجتهدان نمى رسيد .
بنابراين اگر محدثان در طريق جمع و نقل حديث تلاش كرده اند , به حكم وظيفه خاص آنان بوده است و شرايط زمان چنان اقتضا داشته و وظيفه اى جز اين نداشته اند و نمى توان كار آنان را حمل بر اخباريگرى مسلك اخباريان متأخر كرد . چرا كه روح بزرگ آنان از آنچه ملامحمد امين استرآبادى و ميرزا محمد اخبارى نيشابورى و شيخ عبدالله سماهيجى بحرانى گفته اند بى خبر و متبرى بوده است .
محدثان بزرگ شيعه همواره مورد احترام مجتهدان و فقها بوده و هستند و خواهند بود .