ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٢٥٦ - نتايج مفيد عمل شيخ طوسى
ايستايى و ركود اجتهاد پس از شيخ :
به كارگيرى اجتهاد به گونه عملى در منابع اجتهاد , اگر چه در اول اين دوره توسط شيخ طوسى صورت پذيرفت و باعث پويايى و تحرك و عمق فقه گرديد , ولى آنچه باعث تأسف است اين كه پس از درگذشت شيخ طوسى , درست به مدت يك قرن از شيوه اجتهادى مفيد و سازنده او پيروى نشد و بدين جهت اجتهاد در مسير توسعه و گسترش قرار نگرفته است .
در طول اين مدت مجتهدان داراى تفريع و تطبيق از راه اعمال اجتهاد در منابع نبوده اند و بر آنچه كه شيخ استنباط كرده بود قناعت كرده و بسنده مى نمودند . حتى جمله اى برخلاف نظر او نمى گفتند , در حاليكه انتظار مى رفت رهآورد و نوآورى شيخ عاملى در پيشرفت بحثهاى اجتهادى و گسترش تفريع و تطبيق شود .
در هر حال در مدت يك قرن فقه از پويايى و تحرك بازايستاد و از رهگذر اين ركود , فقه اجتهادى خسارت مهمى را متحمل شد كه جبران آن بر مجتهدان سخت و دشوار شد .
مى توان گفت : پيامدهاى نامطلوب و ناپسند آن پس از قرنها هنوز به چشم مى خورد كه اگر آن ركود و ايستايى در فقه به وجود نيامده بود امروزه فقه از شكوفايى بيشتر و گسترده ترى برخوردار بود .
علت ركود اجتهاد پس از شيخ :
علت ركود و ايستايى تفريع و تطبيق از راه به كارگيرى اجتهاد در منابع به گونه عملى اين بود كه بيشتر فقها و دانشيان پس از شيخ طوسى از آنجا كه به او اعتقاد بيش از حد داشتند و مقهور عظمت وى بودند , در فتاوى از شيخ تقليد مى كردند , و بدين جهت بود كه بر آنها عنوان ( مقلده ) اطلاق شده است .
شيخ حسن زيدالدين , در كتاب معالم الاصول از پدرش نقل مى كند كه اكثر فقهاى پس از شيخ طوسى به سبب اعتقاد و حسن ظنى كه به شيخ داشتند , در فتاوى از او تقليد مى كردند .
سيد بن طاووس ( م ٦٦٩ ه ) كه تقريبا در همان دوران مى زيسته در كتاب كشف المحجه لثمرة المهجه در بخش ١٤٣ به همين پديده اشاره نموده و از قول