ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٢٥٨ - نتايج مفيد عمل شيخ طوسى
پيشينيان را به گونه مبسوط در سخنرانيها و در مقالات بيان كرده ايم و در اينجا به طور اختصار , اشاره مى كنيم .
پيامدهاى خودباختگى در برابر آراى پيشينيان عبارتند از :
١ ـ ركود و ايستايى روند فقه اجتهادى , و عدم كارآيى آن در برابر رويدادها و پديده ها كه نتيجه آن بيگانگى فقه از موضوعات جديد و مسائل نوين است .
٢ ـ جلوه كردن فقه به صورت سنتهاى راكد و بى روح و بى ملاك .
٣ ـ عدم هر گونه برداشت نوين از منابع براى احكام موضوعات جديد و نيز براى موضوعاتى كه از نظر ويژگى درونى و يا بيرونى داراى تحول و تغيير شده اند , با اينكه زمان و مكان و شرايط آنها در ماهيت و كيفيت موضوعات و عناوين تأثير مى گذارند و ممكن است در هر عصرى از اعصار داراى ويژگيهاى خاصى شوند و تحول ماهوى و يا كيفى موضوعات ـ چه تحول بيرونى و چه درونى ـ تفاوت احكام را به دنبال دارد و اين طبيعى است و در چنين شرايطى لحاظ نمودن آراى پيشينيان در هر مرتبه و مقامى كه باشند نمى توانند قانع كننده و مجزى باشند .
شيخ طوسى اگر چه شيوه استنباطى را به گونه عملى براى ما معين كرد و در اين راه ناملايمات و ناراحتيهاى زيادى را متحمل شد , تا آنكه اين شيوه را در فقه اجتهادى به ميراث گذاشت , ولى اين بدين معنا نيست كه او در مقام برداشت و استظهار از پايه هاى شناخت و مايه هاى اصلى استنباط از خطا معصوم بوده تا ما راه هر گونه برداشت نوين از منابع را بر خلاف نظر او برخود ببنديم , بخصوص با توجه به تغييرات و تحولات بيرونى و درونى كه براى موضوعات و ملاكات احكام در طول زمان پيش مىآيد كه اين تحول در آنها به گونه قطع تحول احكام را نيز به دنبال دارد .
به عبارت ديگر همه مى دانيم كه در هر عصر و زمانى افقهاى جديدى در كرانه هاى فقه و اجتهاد گشوده مى شود كه در نتيجه مجتهدان با مستحدثاتى از مسائل روبرو مى شوند كه بايد آنها را از دريچه هاى نو , مورد بررسى و كاوش قرار دهند نه از دريچه هاى پيشينيان .
پس مجتهد در عصر و زمانى كه قرار دارد بايد با در نظر گرفتن شرايط محيطى و مكانى و زمانى خاص خود حكم الله را براى پديده ها از منابع اصيل شرعى ـ نه از منابع ذهنى و يا عرفى ـ استخراج كرده و وظايف بندگان را در برابر رويدادها مشخص كند و