ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٢٥٧ - نتايج مفيد عمل شيخ طوسى
حمصى نقل كرده است كه مى فرمود : (( براى اماميه مفتى واقعى باقى نمانده است , بلكه همه فتواى ديگران را حكايت مى كنند و به تكرار باز مى گويند , در صورتى كه در آن زمان گروهى از عالمان بودند , ولى در روزگار ما كسانى نيستند كه از نظر مراتب علمى به آنان نزديك باشند , اما بايد گفت كه اينان به علت طول ايام غيبت و دور بودن از پيشوايان معذورند در اينكه همپايه علماى سلف نباشند , در هر حال امروز فتاواى آنان و پاسخ به مسائل مورد نياز نقل قول علماى متقدم و ماضى است و اين كار بسى آسان است (( .
عالمان پس از شيخ , او را بالاتر از اين مى ديدند كه بخواهند فتاواى و نظريات او را مورد نقد قرار دهند و هيچ يك از آنان اين مطلب را به خود اجازه نمى داد . در حقيقت يك نوع خود باختگى علمى در برابر عظمت و بزرگى شيخ به آنها دست داده بود كه مانع از اظهار نظر در مقابل آراى او مى گشت .
كار شيخ يعنى تفريع و تطبيق از راه به كارگيرى اجتهاد در منابع و پايه هاى شناخت , به جاى اينكه واكنشى مثبت در جامعه فقهى اجتهادى بجا گذارد و ديگر علما و انديشمندان را به رشد انديشه فقه اجتهادى رهنمون شود تا در پاسخ از مسائل جديد و فروع تازه و پديده ها و رويدادها مفيد باشد آنها را در هاله اى از احساسات و عواطف گرفتار نمود و جنبه تقدسى آن بر بعد علمى و اجتهاديش پيشى جست , به اين حد كه شخصى سخن از خوابى به ميان مىآورد كه امام على بن ابى طالب ( عليه السلام ) در عالم رؤيا به صحت تمامى فتاواى شيخ در كتاب نهايه گواهى داده است . و اين دليل عمق نفوذ افكار و انديشه هاى شيخ در ضمير عالمان و دانشيان آن دوره و نيز خود باختگى آنان بوده است .
پيامد خود باختگى مجتهدان :
خود باختگى فقيهان و مجتهدان پس از شيخ طوسى تا زمان مجتهد بزرگ ابن ادريس ( م ٥٩٨ ه ) ادامه يافت . اين خودباختگى در برابر آرا و نظرات شيخ , پيامدهاىناپسندى را در آن زمان به دنبال داشت .
بايد دانست خودباختگى در برابر آراى گذشتتگان هم اكنون در زمان ما با اينكه حكومت اسلامى برقرار شده است نيز وجود دارد و پيامدهاى آن به گونه اى است كه قابل چشمپوشى نيست , و لازم به تذكر است كه ما پيامدهاى خودباختگى در برابر آراى