ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٢٠ - پيشگفتار
كار استنباطى قابل تحقق است . به عنوان مثال ملكه شجاعت از راه عمل و تمرين در تصدى اعمال خطرناك و اجراى مكرر برنامه هاى هولناك براى انسان حاصل مى شود , زيرا ادامه اين اعمال , خوف و ترس را به تدريج زايل مى سازد تا آنجا كه از حضور در جنگهاى بزرگ نمى هراسد و ذره اى وحشت و اضطراب در دل احساس نمى كند .
و نيز چنين است ملكه سخاوت , زيرا كه انسان با بذل مال به ديگران و انجام مكرر آن به تدريج به جايى مى رسد كه مى تواند خود , گرسنه و تشنه بماند ولى ديگران را سير و سيراب نمايد .
پس تحقق اين ملكه نياز به عمل و تمرين و پى گيرى دارد . ولى ملكه اجتهاد نيازى به آن ندارد بلكه درست به عكس است . تا زمانى كه ملكه اجتهاد و قدرت استنباط در كسى نباشد نمى تواند اجتهاد و استنباط كند . پس اين استنباط است كه بر ملكه متكى است نه آنكه ملكه بر استنباط هاى مكرر متكى باشد .
ممكن است فردى حتى يك حكم را هم استنباط نكرده باشد و در عين حال داراى ملكه و قدرت استنباط باشد , زيرا ملكه اجتهاد بر فراگيرى علومى ( مانند صرف , نحو , لغت عرب , تفسير , رجال , علم اصول و . . . ) توقف دارد كه با آموختن آنها ملكه و توان اجتهاد و استنباط حاصل مى شود .
پس عمل استنباط در مرحله تحقق و وجود , متأخر از ملكه است , بر خلاف ملكات ديگر كه تحقق ملكه , متأخر از عمل است . مثل ملكه سخاوت كه پس از ايثارگريها و بذل مالهاى فراوان تحقق مى يابد .
بلى , استنباط هاى فراوان و به كارگرفتن مكرر ملكه اجتهاد سبب تقويت ملكه مى شود اما اين كار هيچ گونه دخالتى در اصل تحقق و وجود آن ندارد .
سخن كوتاه :
كوتاه سخن اينكه اجتهاد به معناى ملكه , ايمنى از عقاب و دفع ضرر احتمالى را براى مكلف به دنبال ندارد و در رديف تقليد و احتياط نمى باشد و آنچه عدل تقليد و احتياط بشمار آمده شناخت حكم از راه منابع شرعى است . از اين رو بايد اجتهاد را به گونه اى تعريف نمود كه چنين اشكالى را به دنبال نداشته باشد .