ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١٠٥ - وجود اجتهاد از راه رأى
روزى عمر فتوايى صادر نموده بود , كاتب او نوشت : (( هذا ما رأى الله و رأى عمر )) : اين حكم خدا و رأى عمر است . عمر وى را مورد سرزنش قرارداد و گفت : (( بئس ما قلت هذا ما رأى عمر فان يك صوابا فمن الله و ان يك خطأ فمن عمر . )) ( ادوار فقه , ج ١ , ص ٤٣٧ ) اينكه گفتى اين رأى عمر است بد سخنى بود زيرا اگر صواب باشد از خدا و اگر خطا باشد از عمر است .
تصريح ابن مسعود به اظهار نظر
ابن حزم ظاهرى در كتاب محلى ( ج ١ , ص ٥٩ ) مى نويسد : از عبدالله بن مسعود درباره مفوضه سؤال شد , او در پاسخ گفت : (( اقول فيها برأيى فان يكن صوابا فمن الله و ان يكن خطأ فمنى )) : من رأى خود را در مسأله مى گويم اگر درست باشد از خداست و اگر خطا باشد از من .
مصطفى عبدالرزاق در كتاب تمهيد تاريخ فلسفه اسلامى ( ص ١٧٧ ) نقل كرده كه ابن مسعود مى گفت : (( من عرض له منكم قضاء فليقض بما فى كتاب الله فان لم يكن فى كتاب الله فليقض بما قضى فيه نبيه فان جاء امر ليس فى كتاب الله و لم يقض فيه نبيه و لم يقض به الصالحون فليجتهد برأيه فان لم يحسن فليقم و لا يستحيى . )) هر گاه امرى براى شما پيش آمد كه نياز به قضاوت داشت مطابق آنچه در كتاب خدا آمده قضاوت كند و اگر در كتاب خدا نيافت مطابق آنچه را كه پيامبر قضاوت نمود قضاوت نمايد و اگر در كتاب خدا نيافت و از پيامبر و صالحان هم قضاوتى نباشد , اجتهاد از راه رأى را به كار گيرد و اگر نمى تواند حيا نكند و چيزى نگويد .
و نيز ابن قيم جوزى در اعلام الموقعين ( ج ١ , ص ٦٤ ) مى گويد : هر مطلبى را كه ابوهريره از راه رأى بيان مى كرد , مى گفت : اين از جيب من است .
اجتهاد از راه رأى به معناى عام
در هر حال در اين زمان كه عهد صحابه محسوب مى شود , تا آخر خلافت عثمان , اجتهاد از راه رأى به عنوان يكى از منابع تشريع مانند كتاب و سنت به كار گرفته شده است . اجتهاد از راه رأى نه تنها به معناى خاص آن ( كه عبارت بود از تشريع حكم بر اساس رأى و تفكر شخصى در مواردى كه نص نبود ) بلكه به معناى عام آن ( كه عبارت