فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٩ - بازخوانى مفهوم نشوز زن و مرد در قرآن حامد مصطفوى فرد
شدن مردم صحبت مىكند، استفاده از اين واژه بلاغتى را دارد كه در ديگر واژگان مترادف آن نيست و آن تسريع در انجام دستور نبى اكرم(ص) و اداى آن به بهترين وجه است، همچنين شايد اين معنا را برساند كه هنگام جمع شدن براى شنيدن سخنان پيامبر متراكم شده تا ديگران هم بتوانند بيايند و از محضر ايشان استفاده كنند.
اختلاف تعابير در تبيين نشوز زن و مرد در متون فقهى
تحقق نشوز زن و مرد مفهومى مشترك دارد و عبارت است از: «امتناع زن و مرد از انجام وظايف الزامى و واجب.» (١٣٠) حال با اين وصف، آيا مىتوان پذيرفت كه قرآن به مرد اجازه مىدهد كه از وظايف واجب خود سرباز زند تا همسر خود را مجبور به چشمپوشى از برخى حقوق خود كند؟ آيا قرآن نقض همه وظايف و تكاليف را براى مرد تجويز كرده و در عوض زن را به گذشت وا مىدارد؟ آيا آيه درصدد تجويز باجگيرى مردان است؛ زيرا اگرچه به سبب نشوز، مرد گناهكار است، اما ذمه وى برى است؟
اين اشكال سبب مىشود تا فقيهان در تبيين نشوز زن و نشوز مرد در دو آيه ٣٤ و ١٢٨ نساء تفاوت قائل شوند. محقق بحرانى در اين باره مىگويد:
«صلح بدانجا اختصاص دارد كه مرد نسبت به زن كراهت داشته و يا تصميم بر ازدواج مجدد دارد و امورى از اين قبيل كه خلل در امور واجب ايجاد نكند و منجر به ارتكاب حرام نشود. لذا سخن كسانى كه بيان مىكنند مرد مىتواند حقوق (بر عهده خود) خود را ترك كند تا زن از حق خود بگذرد، ناصواب است؛ زيرا آيه با كمك روايات صراحت دارد كه اين مصالحه مربوط به ناخوشايندى و كراهت مرد نسبت به همسر خود است و ناظر به وظايف مرد نيست» (١٣١).
(١٣٠) نجفى، جواهر الكلام، ج٣١، ص٢٠١.
(١٣١) بحرانى، الحدائق الناضرة، ج٢٤، ص٦٢١.