فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٠٦ - همراه با دايرة المعارف فقه اسلامى - اجاره(٢)
مثال سكونت خانه، حيثيّتى است كه قوام آن به مستأجر است ولذا تمليك آن از سوى موجر به مستأجر چگونه ممكن است؟ شايد به همين سبب برخى در تعريف اجاره گفتهاند :«اجاره، مسلط كردن مستأجر بر عين مورد نظر از جهت انتفاع است»، لكن در جواب گفته شده است كه حقيقت منفعت، حيثيّت ساكن نيست، بلكه حيثيّت مسكون است ؛ يعنى قابليّتى در عين براى انتفاع وجود دارد كه تمليك آن به ديگرى در مقابل عوض ممكن است، چنانكه محقق اصفهانى (١) و آقاى خويى (٢) به آن تصريح كردهاند. از عبارت علّامه در تذكره نيز همين معنا استظهار مىشود آنجا كه در اجاره لباس مىگويد: «مورد اجاره، «پوشيدن» است كه حد وسط صلاحيّت براى پوشيدن و فايده حاصل از آن به منظور دفع گرما و سرما است (٣)».
شروط منفعت:
منفعت عين مستأجره شروطى دارد كه برخى از اين شروط عام بوده و در همه عقود معتبر است و برخى از آن مختص به عقد اجاره است:
اول: وجود
شرط است كه منفعت هنگام استيفا(زمان استفاده) هر چند به صورت تدريجى (٤)، موجود باشد. با اين شرط، اين توهم برطرف مىشود كه منفعت در زمان عقد اجاره معدوم است و تمليك معدوم، غير ممكن است (٥). پاسخ تفصيلى
(١) بحوث في الفقه(الاجاره)، ص٤،٥ و ١٩٠.
(٢)مستند العروة(الاجارة)، ص٣٥٨ و ٣٥٩.
(٣) تذكرة الفقهاء، ج٢، ص٢٩١(چاپ سنگى).
(٤) المختصر النافع، ص١٧٦؛ تذكرة الفقهاء، ج٢، ص٢٩٢(چاپ سنگى)؛ مجمع الفائدة و البرهان، ج١٠،ص ١٨؛ مفاتيح الشرائع، ج٣، ص١٠٣؛ مستند الشيعه، ج١٤، ص١٧٧.
(٥) بحوث فى الفقه(الاجارة)، ص١٩٠.