فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٧١ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
اين بنده روشن نيست كه جناب امامى، چه انگيزه ديگرى غير از اين دو مورد، براى برخورد خويش با موضوع داشته و دارند؟ بىگمان، شيوه تحليل درست و جامع و عميق از مسائل، آن است كه از تعارفات لفظى، و اطلاق عناوين كشدار (و بدتر از آن، فريبنده) به افراد و گروهها و جريانها، خوددارى ورزيم و با شجاعت و صراحت، همه جنبهها و ريشههاى پيدايش گروهها و جريانهاى تاريخى (اعم از فكرى و نفسانى) را بررسى و تبيين كنيم، تا حاصل تحقيقات و اظهاراتمان، نورى بر چهره (احياناً مكتوم يا محرَّفِ) حقيقت بتاباند، نه آنكه بر سرگشتگىها بيفزايد. چنانچه، به راستى، به مقام آسمانىِ جانشينان معصوم پيامبر (ع) و حجيّت سخنان نورانى آنان واقف و پايبنديم و به رهنمودهاى حكيمانهشان نظير العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان، و السّنة اذا قيست محق الدين، و من فسّر القرآن برأيه فليتبوّء مقعده من النار آگاهى و ايمان داريم، روا نيست قياس ابوحنيفهاى را كه بر مقدمات نادرستى همچون احساس نقص در ميراث سنّت نبوى (ص) و عدم رجوع به حاملانِ امين و معصوم اين سنّت (اهل بيت عصمت سلام اللّه عليهم اجمعين) استوار است (١٤٤)، نمودى از عقل و عقلگرايى بدانيم و اوهام و اغراضى كه، عَشَقهوار، بر گرد آن تنيده و تار و پود آن را در هم پيچيده نبينيم... .
(١٤٤) استاد شهيد مطهرى در بحثهاى خود راجع به قياس و علت پيدايش آن در فقه عامّه، به خوبى نشان داده است كه چگونه، برخى كسان به علت كنار نهادن ائمه معصومين عليهم السلام (اين وارثان بحق معارف وحيانى و سنت نبوى)، در تشخيص تكاليف دينى خويش با خلأ و كمبود محسوس و فاحشى روبه رو شدند و به جاى رجوع به محضر خاندان پيامبر(ص) و رفع اين خلأبه وسيله كسب آموزههاى رهگشاى نبوى از طريق سلاله پاك آن حضرت (ص)، به قياس و استحسان و... روى آوردند و در ورطه بدعت و تحريف دين افتادند. ر. ك: مقاله ايشان با عنوان اجتهاد در اسلام، مندرج در كتاب بحثى درباره مرجعيت و روحانيت، چاپ دوم، شركت انتشار، ص ٣٨ و ٣٩.