فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٣ - توريه سيد محمد مهدى رفيع پور
است؛ يعنى اراده كردن تلفظ به لفظ اما نه از اين جهت كه صوت است، بلكه از اين جهت كه شأنيت حكايت از معنى را دارد.
در مورد توريه كه گفته شده اراده استعماليه نسبت به معنايى كه مخاطب فهميده و مطابق با ظاهر كلام است، محقق نشده است، آيا ممكن است بدون اراده استعماليه، اراده اخطاريه داشته باشيم؟ مسلماً فرد توريه كننده قصد تفهيم معنايى را به مخاطب دارد كه از ظاهر عبارت به دست مىآيد، آيا ممكن است بدون ايجاد عرضى آن معنى توسط لفظ آن را به ذهن مخاطب خطور داد؟
در موارد تحقق اراده تفهيميه، حتماً اراده استعماليه وجود دارد، اما عكس آن صحيح نيست؛ يعنى ممكن است گاهى اراده استعماليه باشد، اما اراده تفهيميه نسبت به آن معنى وجود نداشته باشد ؛ مانند مواردى كه فرد، لفظ مشترك را در يك معنا به كار مىبرد، اما مىخواهد مخاطب را به تحقيق وادار كند و قصد تفهيم آن معنى را به او ندارد. چيزى كه در توريه وجود ندارد، اراده جديه است نه اراده استعماليه يا اراده تفهيميه .
اگر چه استعمال، امرى ارادى و قصدى است، اما پس از انتخاب لفظ و عبارتى كه بر معنايى دلالت دارد، ديگر افاده معنى توسط لفظ در اختيار ما نيست. پس اينكه گفته شده گوينده هيچ قصد و ارادهاى نسبت به معناى توريه اى ندارد، صحيح نيست؛ زيرا عبارتى را استعمال كرده است كه معناى توريهاى را مىرساند و اتفاقاً اراده تفهيم همان معنى را هم دارد و گرنه نقض غرض توريه مىشود، منتهى او اراده جدى و اراده حكايت به صورت واقعى را ندارد. در اينجا بايد ببينيم ملاك كذب چيست؟ اگر مخالفت مدلول جدى ـ حكايت ـ با واقع، ملاك كذب است، توريه كذب نخواهد بود؛ چون مدلول جدى گوينده مخالف واقع نيست ، اما اگر مخالفت مدلول تفهيميه يا استعمالى كلام با مدلول جدى را ملاك كذب بدانيم، مسلماً توريه كذب است؛ چون مدلول تفهيميه كلام ، مخالف مدلول جدى