فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٦٣
نظرى نمىدهد (٨٣) كه اين نشان از ترديد مؤلف در اين موارد است.
در اين كتاب به هيچ وجه نقل قولى از علماى عامه مشاهده نمىشود، همچنين برخلاف بخش كلامى كتاب كه گاهى (٨٤) درصدد استدلال بر مىآيد، در بخشى فقهى مطلقاً از استدلال پرهيز كرده است .
مؤلف در مقام فتوا، هيچ يك از الفاظى را كه بيانگر ترديد است، حتى الفاظى را كه در كتب آن زمان رايج (٨٥) بوده، به كار نبرده است، مگر در موارد نادرى كه اشاره شد .
تأثيرپذيرى از ديگران
برخى متأخران، مؤلف را از تابعان ابوالصلاح حلبى دانسته و گفتهاند او و صاحب غنيه غالباً در مقام فتوا با حلبى هماهنگ بوده و از مخالفت با او پرهيز داشتهاند. (٨٦) اين ادعا، بهويژه با توجه به اين نكته كه هرسه شخصيت، پرورش يافته مكتب فقهى حلب بودهاند از دو جهت قابل اثبات است:
١. در برخى تعبيرات و تقسيم بندىها مانند تقسيم تكليف به عقلى و شرعى و انطباق تكليف عقلى به مباحث علم كلام و تكليف شرعى به مباحث فقهى (٨٧) و نيز تعبير به حقوق مالى از عباداتى چون زكات و خمس تشابه فراوانى ميان كافى و
(٨٣)همان، ص٧٣،٨٠و ٩١.
(٨٤)به عنوان نمونه ر.ك: اشاره السبق، ص١٤و ٢٦و ٣١و ٤٥.
(٨٥)به عنوان نمونه لفظ الاحوط از الفاظ فتوا كه به عنوان مهمترين ابزار براى اظهار ترديد در مقام فتوا بوده است، در كتاب نهايه، مهذب قاضى و غنيه فراوان به كار رفته كه در اشارة السبق حتى يك مورد مشاهده نمىشود. اين لفظ در كافى حلبى سه بار و در الجمل يك بار آمده است.
(٨٦)قاموس الرجال، ج٢، ص٢٥٤؛ مفتاح الكرامه، ج٨، ص٦٨٢.
(٨٧)الكافي فيالفقه، ص٣٣و ١٠٩؛ اشارةالسبق، ص٦٦.