فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٨٢ - شبهات نهاد عاقله على صادقى
اگر مراد از عصبه، مطلق و نزديكان ذكور باشد بر قول سوم منطبق مىشود.
همچنين اين نظر از نهايه و اصباح هم نقل شده است. (٣٤) البته طبق تفسيرى از كلام ايشان كه در قول سوم خواهد آمد، بسيارى از فقها در مورد قيد «ارث بردن بالفعل» سخنى به ميان نياوردهاند و كلامشان از اين جهت اطلاق دارد. چنانكه كلام امام خمينىدر تحرير (٣٥) و كلام آقاى خويى در تكلمه (٣٦)، مطلق است و اين قيد به صراحت نيامده است.
٣- منظور از عصبه تمامى ورثه ذكور و اناث پدرى يا مادرى فرد است. اين نظر را صاحب كشف اللثام از گروهى از فقها از جمله نهايه و غنيه و اصباح نقل كرده است. (٣٧) برخى از فقها از جمله محقق حلى در شرايع به اين فهم اشكال كرده و گفتهاند كه: اين اطلاق از كلمات فقها، توهمى بيش نيست؛ زيرا لازمه اطلاق اين است كه تمام كسانى كه ارث مىبرند از جمله مؤنث ها و زوج و زوجه هم جزو عاقله باشند، در حالى كه عاقله عبارتند از عصبه و عصبه بر اشخاص مؤنث و زوج و زوجه اطلاق نمىشود. (٣٨)
٤- عصبه كسانى هستند كه از راه تسميه ارث مىبرند؛ يعنى كسانى كه در قرآن سهمى براى ارثشان مشخص شده است و اگر چنين وارثانى وجود نداشتند، نزديكان پدرى با نزديكان مادرى به صورت مشترك ديه را مىپردازند؛ بدين صورت كه سهم نزديكان پدرى دو سوم و سهم نزديكان مادرى يك سوم است. صاحب كشف اللثام اين قول را به ابوعلى نسبت مىدهد، هرچند صاحب جواهر
(٣٤) نجفى، محمدحسن، همان، ج٤٣، ص٤١٧.
(٣٥) خمينى، روح الله، همان، ج٢، ص٥٥٩.
(٣٦) خويى، ابوالقاسم، تكملة المنهاج، ج٢، ص٤٣٧.
(٣٧) كشف اللثام، ج١١، ص٤٩٨.
(٣٨) حلى، ابوالقاسم جعفر بن الحسن، شرايع الاسلام، ج٤، ص٢٧١.