فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤٢ - توريه سيد محمد مهدى رفيع پور
دارد؛ زيرا باز داشتن عبدالاعلى از گفتن كلمه «زعمت» از موارد [مجوز دروغ مانند [اصلاح و آنچه در حكم اصلاح است، نيست و به همين علت در موارد مشابه، دروغ جايز نيست». (٧١)
مرحوم مجلسى هم اشارهاى به توريه بودن اين حديث دارند. (٧٢) اما به نظر مىرسد استدلال به اين حديث تمام نباشد ؛ زيرا اولاً: اين روايت ضعف سندى دارد؛ چون محمد بن مالك كه در سند آن است، توثيق ندارد.
ثانياً: خود متن حديث داراى غرابت است؛ زيرا كه برخى از موارد استعمال «زعم» در قرآن كذب نيست و لذا مرحوم مجلسى در «مرآة العقول» نا چار به توجيه متن حديث شدهاند.
ثالثاً: اگر سند روايت معتبر باشد، تنها دلالت بر جواز توريه اختيارى با عباراتى را مىكند كه ظهور در خلاف واقع ندارد، زيرا تعبير امام كه فرمود: «واللّه ما زعمته» نهايتاً عبارتى دو پهلو است و ظهور در «گفتن» ندارد.
٣- روايت ابوبصير كه مرحوم كلينى آن را در كتاب روضه كافى نقل كرده است:
محمد بن يعقوب باسناده عن أبي بصير، قال: قيل لأبي جعفر(ع) و أنا عنده: ان سالم بن أبي حفصة و أصحابه يروون عنك انك تكلّم على سبعين وجهاً لك منها المخرج. فقال: ما يريد سالم منّى؟ أيريد أن أجيء بالملائكة؟ واللّه ما جائت بهذا النبيّون ولقد قال ابراهيم(ع): «إنّي سقيم» و ما كان سقيماً و ما كذب، ولقد قال ابراهيم(ع): «بل فعله كبيرهم هذا» وما فعله و ما كذب، ولقد قال يوسف(ع): «أيّتها العير إنّكم لسارقون» واللّه ما كانوا سارقين و ما كذب؛ (٧٣)
(٧١) المكاسب المحرمه، امام خمينى، ج٢، ص٧٣ .
(٧٢) مرآة العقول، محمدباقر مجلسى، ج١٠، ص٣٤٤.
(٧٣) الكافى، ج ٨، ص١٠٠، ح ٧٠.