فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦ - ولى امر و مالكيت اموال عمومى (٢) - مالكيت انفال آيت الله محمد مؤمن قمى
اما مشكل حديث آن است كه مرفوع است و حتى احتمال مىرود كه مرفوع از معصوم هم نباشد؛ زيرا فقره «إلاّ أنّ أصحابنا يأتونه فيعاملون عليه» دليل است بر اينكه گوينده اين سخن شخصى غير از امام(ع) است. واللّه العالم.
دسته سوم: رواياتى است كه دلالت مىكنند، انفال براى امام(ع) است.
١ ـ صحيحه ابى صباح كنانى از امام صادق(ع):
نحن قوم فرض اللّه طاعتنا، لنا الأنفال ولنا صفو المال و نحن الراسخون في العلم، ونحن المحسودون الذين قال اللّه: {أم يحسدون الناس على آتاهم اللّه من فضله} ؛ (٢٢)
امام(ع) فرمودند: ما كسانى هستيم كه خداوند اطاعت ما را واجب كرده است و انفال و بر گزيده مال براى ما است، ما راسخون در علم هستيم، ما همان افرادى هستيم كه مورد حسادت قرار گرفتيم و خداوند در مورد ما فرمود: «آيا به سبب آنچه كه خداوند از فضلش به ايشان داده است، به آنان حسادت مىورزيد؟»
براين فرض كه مراد از «نحن» خصوص ائمه عليهم السلام باشد اين صحيحه دلالت مىكند كه انفال، ملك ايشان است و اگر از «نحن»اراده اعم شده باشد، ائمه و رسول(ص) را در بر مىگيرد و از اخبار نوع دوم خواهد بود.
٢ ـ خبر حماد بن عيسى از بعضى از اصحاب از امام كاظم(ع):
و له ـ يعني الامام ـ بعد الخمس الأنفال و الأنفال كل أرض خربة قد باد أهلها و كلّ أرض لم يوجف عليها بخيل و لا ركاب ولكن صالحوا صلحاً وأعطوا بأيديهم على غير قتال...؛ (٢٣)
به غير از خمس، انفال نيز براى امام است. انفال، هر سرزمين ويرانى است
(٢٢) كافى، ج١، ص١٨٦؛ وسائل الشيعه، باب ٢ از ابواب انفال، ج٦، ص٣٧٣، ح٢.
(٢٣) كافى، ج١، ص٥٤١؛ وسائل الشيعه، باب ١ از ابواب انفال، ج٦، ص٣٦٥، ح٤.